نه سال گذشت
در بارهی بابک

سالهای سخت را تبدیل به سالهای پرتحرک کردیم. تا توانستیم کار کردیم. جانی گرفتیم. وقتی با نوشتههای بابک سرگرم بودیم و آنها را تایپ میکردیم و روی سایت بابک قرار میدادیم انگار بابک به ما لبخند میزد، جان میگرفتیم. هر وقت خسته میشدیم به سوی بهشتزهرا میدویدیم و در کنار او مینشستیم و از خاطرات میگفتیم. گاهی لازم میشد از دوستی کمک بگیریم. گاهی مزدک کمکمان میکرد تا بتوانیم کار را ادامه دهیم. کتابهای بابک یکی پساز دیگری چاپ شد. و ما توانستیم دست به یک اقدام مهم بزنیم.همهی مطالب سایت را بتدریج به صورت کتاب های قطور به چاپ رساندیم.
سوم بهمن امسال کنار مزار بابک رفتیم. تولد بابک را همراه خانواده برگذار کردیم.
سوم بهمن ۱۴۰۴