انقلاب و توزیع مجدد ثروت در ایران (۳)

صعود و سقوط استانداردهای زندگی در ایران

بابک پاکزاد

 سرمایه- بابک پاکزاد: در بخش سوم مقاله‌ی جواد صالحی اصفهانی که برای کنفرانس جهانی فقر در سال ۲۰۰۶ تهیه شده٬ وی با ارائه‌ی آمار٬ معتقد است که روندهای نزولی اقتصاد تأثیر چندانی بر میزان مصرف نداشته و تا سال ۲۰۰۴ میزان رشد مصرف در شهر و روستا به حد برابر رسیده است.

 انقلاب ۱۹۷۹ سیر صعودی در استانداردهای زندگی طی یک دوره‌ی ۲۰ ساله را متوقف کرد. سیر نزولی اقتصاد در بعد از انقلاب یک فاجعه‌ی بی‌سابقه به نظر می‌رسید. طی سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۷ سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی ایران ۶/۶ درصد در سال رشد کرد و تنها طی یک نسل به سه برابر رسید. تا ۱۹۸۸ – پس از آشوب‌های بعد از انقلاب و سال‌های جنگ (۱۹۸۸ – ۱۹۸۰)- فروپاشی قیمت نفت در ۱۹۸۶ اثر خود را بر نظام اقتصادی گذاشته بود و سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی به نصف سطح ۱۹۷۷ رسیده بود. تا سال ۲۰۰۴ یعنی طی ۱۵ سال رشد اقتصادی که به دنبال پایان جنگ در ۱۹۸۸ در پی‌آمد سطح درآمدها به نقطه‌ی اوج درآمدها در پیش از انقلاب رسید اما خاطره‌ی آن دوران سخت کماکان بسیاری از ایرانیان را همراهی می‌کرد.

نمودار ۱ و۲ صعود و سقوط درآمدها طی سال‌های ۱۹۵۵ تا ۲۰۰۴ را نشان می‌دهد.همان‌طور که این نمودارها نشان می‌دهد٬ سیر نزولی اقتصاد حداقل در دو مرحله رخ‌داده است که هم‌زمان با دو واقعه‌ی مهم است. نخستین مورد به تبع خود انقلاب ۱۹۷۹ شکل گرفته است. این سیر نزولی با اعتصاب کارگران در ۱۹۷۸ آغاز و تا چند سال بعد با ملی کردن بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ و توقف در روابط جاری کارگر و کارفرما ادامه پیدا کرد. (بیات ۱۹۸۷ ٬ بهداد ۱۹۸۹ ٬ آموزگار ۱۹۹۳ ).

یک سال و نیم بعد از تجاوز نظامی عراق به ایران رخ‌داد که هشت سال به طول انجامید و اقتصاد را در جنوب غربی ایران منهدم کرد و منجر به خسارات بسیار عمده به زیربناهای تولیدی در دیگر نقاط کشور شد و تولید صادرات نفت را متوقف کرد. در نهایت فروپاشی قیمت نفت در ۱۹۸۶ قیمت محصول صادراتی عمده‌ی ایران را به یک‌سوم کاهش داد و به شکل مؤثری٬ شکوفایی قیمت نفت که ۱۲ سال پیش در ۱۹۷۳ آغاز شده بود را پایان بخشید.

بر اساس هر سه تخمین٬ تولید ناخالص داخلی٬ قبل از انقلاب در ۱۹۷۶به اوج خود رسید ؛ یعنی به  ۷۹۷۶ دلار. اما تا پایان جنگ در ۱۹۸۸ ٬ به ۴۱۵۶ دلار نزول کرد؛ یعنی کاهش ۴۸ درصدی در مقایسه با نقطه‌ی اوج آن در ۱۹۷۶ و نقطه‌ای که ۲۰ سال پیش به خود اختصاص داده بود. تا سال ۲۰۰۴ ٬ رشد اقتصادی که پس از پایان جنگ آغاز شده بود سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی را به ۶۹۸۳ دلار برگرداند که بر اساس تخمین‌ها معادل سال ۱۹۷۵ بود.

از چشم‌انداز اقتصاد ملی٬ گستره‌ی سیر نزولی اقتصادی نفس‌گیر است٬ به ویژه با توجه به گام‌های پر سرعت رشد معکوس (نمودار۱). معکوس شدن روند این حیطه در چنین دوره‌ی کوتاهی در تاریخ مدرن به ندرت مشاهده شده است. با این حال از چشم‌انداز میزان مصرف خصوصی (نمودار۱) با درآمد و هزینه‌های خانوار (نمودار ۲) صعود و سقوط استانداردهای زندگی به آن اندازه حاد نبوده است. مصرف خصوصی (بر اساس داده‌های درآمد ملی) میان سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۷ ٬ ۵/۴ درصد رشد داشته است که دو درصد کم‌تر از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی بوده است اما این میزان در مقایسه با نقطه‌ی اوج آن در سال ۱۹۷۷ ٬ در سال ۱۹۸۸ به ۲۲ درصد سقوط کرد.

رشد سرانه‌ی مصرف طی سال‌های ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۴ سالانه ۶/۴ درصد بود که در مقایسه با سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۷ مطلوب ارزیابی می‌شود. شاید چشم‌گیر‌ترین موضوع در (نمودار ۲) این باشد که چگونه اقتصاد روستایی از نوسانات گسترده‌ی اقتصادی برکنار مانده است. در حالی که خانوارهای شهری همراه با امواج بالا و پایین می‌روند٬ خانواده‌های روستایی به صورت میانگین مستقیماً شکوفایی بزرگ دهه‌ی ۷۰ و سقوط بزرگ دهه‌ی ۸۰ را تجربه نکردند. با این حال٬ رکود درآمدها که کل نسل مورد نظر (۲۰۰۰- ۱۹۷۴) را در بر گرفته بود٬ آن‌ها را نیز متضرر کرد. حرکت مثبت در مصرف بخش روستایی در اواسط دهه‌ی ۹۰ آغاز می‌شود.

یعنی هنگامی که سرانه‌ی مصرف نخست به آهستگی و بعد بین ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ به سرعت افزایش یافت. طی این مدت که مربوط به برنامه‌ی توسعه‌ی سوم می‌شد٬ رشد مصرف روستایی با مصرف شهری یکسان شد و به ۷/۶ درصد در سال رسید. به‌رغم برابری رشد در سال‌های اخیر٬ به دلیل گذشت سال‌های زیاد از پایان جنگ تا امروز فاصله‌ی میان مناطق شهری و روستایی بسیار زیاد شده است. فاصله در دوره‌ی افول اقتصادی یعنی در اواسط دهه‌ی ۸۰ کم شده و با رشد دوره‌ی پس از پایان جنگ این فاصله افزایش پیدا کرد.

نسبت مصرف روستا به شهر به پایین‌ترین میزان آن یعنی ۴۵ صدم در ۱۹۷۵- یعنی سال اوج شکوفایی- رسید و نقطه‌ی اوج آن در ۱۹۸۹ ٬ نقطه‌ی پایین طی ۳۰ سال گذشته است. این نسبت در حوالی ۵۰ صدم در سال‌های اخیر در حال نوسان بود. بیش‌تر شدن فاصله طی دوره‌ی رشد٬ ممکن است به خاطر آن باشد که کارگران توانای روستایی به شهرها مهاجرت کردند و سالمندان و خردسالان و خانواده را تنها گذاشتند و نسبت به زندگانی آن‌ها بیگانه شدند. از آن جا که فاصله میان مناطق شهری و روستایی یکی از مهم‌ترین منابع نابرابری است٬ کاهش نابرابری کلی در کشور رخ نخواهد داد٬ مگر آن که درآمد روستاییان بالا رود.

برگرفته از: روزنامه سرمایه ۱ تیر ۱۳۸۵

یک نظر بدهید

Contact Us

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

نوشتن را شروع کنید و اینتر را بزنید