چاپ سوم کتاب نامههای زندان
چاپ سوم کتاب نامههای زندان
نشر اختر
منتشر شد ـ چاپ سومنامههای زندان: مروری بر خاطرات محترم میرعبداللهیانی و هادی پاکزاد ـ قطع رقعی ـ ۵۳۸ صفحه ـ ۳۵۰۰۰۰ تومان
نامههای زندان روایت دستاول و یگانه از رابطهی دو انسانی است که هریک در سویی از دیوار اسیر شدهاند. عاشقانههای هادی پاکزاد و محترم میرعبداللهیانی نامههاییست که تکتکشان مهر مأمور سانسور زندان را دارند، بااینحال در این نامهنگاریها درست زیر چشم مأموران دستگاه سانسور و ساواک هر آنچه دو دلداده لازم بود برای یکدیگر بنویسند، نوشتهاند؛ نامههایی سرشار از امید به فردایی روشن.
نامههایی که طی یک جدایی دهساله نگاشته شده است، در روزهایی که دو دلداده در انتظار تولد فرزند هستند، یکی به پشت دیوارهای بلند زندان میرود و آن که بیرون است باید در خلال نامهها دنیای بیرون را برای معشوق اسیرش بسازد. آنقدر زنده که هادی پاکزاد در پنجمین سال زندانی بودنش از زندان شیراز برای محترم مینویسد:
«متی جان… از این بهتر نمیشود… خانهی ما فوقالعاده عالی اداره میشود و به همین دلیل بیاندازه ثروتمند و غنی است…
خانهی کوچک ما پُر از شور عشق و تحرک است، همه برای هم کار میکنیم و به شوق هم خودمان را کاملتر میسازیم… خانهی پُرنشاط ما رُمان آموزنده و بسیار بسیار شیرین و باارزش است. در خانهی پُرشور ما تکرار رنگ میبازد و تغییرات مثبت محسوس و دیدنیست. اینجاست که کلبهی خودمان را افسانهای و شیرین درک میکنم و ستارهی آن را که کسی جز همسرم نیست تحسین…»
نامههای محترم میرعبداللهیانی از پشت این دیوارها دنیای دیگری را ترسیم میکند، او برای همسرش مینویسد: «من از پشت هزاران دیواری که بین من و تو فاصله افکنده، از تو انرژی و نیرو میگیرم، از تو میآموزم که صبورانه و پرتوان از زندگی بهره گیرم، بسازم برای آیندهی مشترکمان، خلق کنم و راهگشا باشم.»
تمام گفتوگوهایی که میان یک زوج شکل میگیرد، اینجا در قالب نامههایی آمده که بهناچار برای رسیدن به دست آن دیگری مأمورانی از ساواک آنها را میخواندند و یکی از تأثیرگذارترین این نامهها لحظهای است که محترم میرعبداللهیانی در نامهای کوتاه به هادی پاکزاد خبر از فرزند در راهشان میدهد، نامهای که با این جمله تمام میشود: « نظرت را برایم بنویس.»
از خلال این نامهها زندگی خانوادگی که جریان دارد پیش چشم خواننده جان میگیرد، زنی پر از شور زندگی و کودکی که بزرگ میشود و مردی که پشت دیوارهای زندان چشم امید به آینده و تغییر دارد. راوی کتاب هر دوی آنها هستند و کتاب را به یاد فرزندشان بابک پاکزاد روزنامهنگار و مترجم فقید تقدیم کردهاند که سال قبل از انتشار کتاب چشم از جهان فرو بست؛ پسری که در این نامهنگاریها حضور پررنگی دارد و نقطه ثقل زندگی دو انسان در دو سوی دیوار است.
نشر اختران