جنگ انرژی در سه جبهه
ولید خدوری
برگردان: بابک پاکزاد

پتری برتون٬ وزیر دارایی فرانسه در ۲۵ ژوئیه در مصاحبه با ایستگاه رادیویی Europ 1 اظهار کرد: «ما عملاً در یک جنگ انرژی درگیر شدهایم. قیمت یک بشکه نفت در دو سال گذشته سه برابر شده است.»
برخلاف نظر وزیر فرانسه٬ جهان در عرصهی انرژی نه در یک جنگ٬ بلکه در سه جنگ درگیر شده است؛ جنگ قیمت٬ جنگ معاملات و سرمایهگذاری و جنگ ژئوپلیتیکی.
جنگ نخست همانگونه که برتون دربارهی آن سخن گفت جنگ اقتصادی بر اساس شاخصهای عرضه و تقاضا است. بر اثر تقاضای «ناگهانی» برای نفت پیرو رشد اقتصادی سریع در هند٬ چین و برزیل و در زمانی که ایالات متحده بدون توقف و یا کند شدن رشدی پایدار را تداوم میبخشد٬ قیمتها به عرش اعلا میروند.
این در حالی است که تعداد پالایشگاههای پیشرفتهای که بتوانند نفت سنگین با سولفور بالا را فرآوری کنند٬ کاهش یافته است. علت این جنگ به جای هرگونه کاهش عرضه یا سیاست قطع تولید٬ در تقاضا٬ نهفته است. کشورهای صادر کنندهی نفت طی سه سال گذشته به منظور ثابت نگهداشتن قیمتها تقریباً با ظرفیت کامل تولید کردهاند این یک جنگ نیست بلکه تعامل با سازوکارهای بازار است که این روزها بر جهان سایه افکنده است.
جنگ دوم بر سر قراردادهای سرمایهگذاری در حوزهی نفت و گاز است. در آمریکای لاتین٬ توافقنامهها با این پیشزمینه که قراردادهای پیشین برای کشورهای تولید کنندهی نفت ناعادلانه بودهاند مورد بازبینی قرار گرفت. در روسیه منازعهای با کشورهای اروپایی که تلاش میکنند سهمی در صنعت نفت روسیه داشته باشند در جریان است٬ با این حال مسکو اینطور بحث میکند که کمپانیهای این کشور باید از همان حقوق و امتیازات مورد تقاضای کشورهای غربی برخوردار باشند.
کمپانیهای غربی تلاش میکنند این موضوع را به کنفرانس سران گروه هشت در سنپترزبورگ بکشانند.
الجزایر سال گذشته لیبرالترین قانون نفت در جهان عرب را به اجرا گذاشت و حوزهی وسیعی از مالکیت و عملیات را به ضرر کمپانی نفتی دولتی سونات راچ به کمپانیهای خارجی اختصاص داد و همه چیز دگرگون شد٬ رئیس جمهور الجزایر عبدالعزیز بوتفلیقه تصمیم گرفت مجدداً به سونات راچ٬ برخی امتیازاتی که از آن سلب شده بود را اهدا کند.
در این موارد جستوجوی انگیزههای چنین سیاستهایی چندان مهم نیست. آنها در تلاشند تا به عنوان کشور تولید کننده بر اثر افزایش قیمتها قدرت بیشتری کسب کنند. روسیه در تلاش است که قدرت اثرگذاریاش را که در دههی ۹۰ از دست داده بود مجدداً به دست آورد. یا آن که سیاستهای پوپولیستی و عامهپسند رئیس جمهور الجزایر به خاطر کسب حمایت عمومی برای پیروزی در سومین دورهی ریاست جمهوری است٬ از همه مهمتر آن که تعداد فزایندهای از کشورهای تولید کنندهی نفت٬ امور را تحت کنترل خویش درآورده و شروع به تحمیل عقاید و منافع مادی و سیاسیشان به کمپانیهای خارجی٬ کشور متبوع و کشورهای حامی آنها در منطقه کردهاند.
این نئوناسیونالیسم یکی از عوامل افزایش قیمتهاست چرا که اجازه نمیدهد کمپانیهای خارجی به سادگی بر ذخایر نفتی سیطره پیدا کنند.
جنگ سوم مناقشات نظامی درون کشورهای تولید کنندهی نفت است٬ این امر نه فقط در خاورمیانه بلکه همچنین در نیجریه نیز در حال وقوع است. این جنگها از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و به تبع آن با اشغال عراق و تهاجم اسراییل به لبنان پیگیری شد. البته جنگ در فلسطین دهههاست که ادامه دارد٬ اما تأثیر آن بر نفت در سالهای اخیر بسیار محدود بوده است. با این حال وقوع همزمان جنگها در عراق٬ فلسطین و لبنان هراس را در بازارها افزایش داده٬ قیمتها را بالا برده و به معاملهگران فرصت میدهد تا سودهای کلان به جیب بزنند.
با وجود تمامی صحبتها پیرامون ناآرامیها در خاورمیانه خطر واقعی برای عرضهی نفت در نیجریه٬ بزرگترین تولید کنندهی نفت آفریقاست. از فوریهی گذشته تولید این کشور ۸۰۰ هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرده که ۲۰۰ هزار بشکه از این میزان مربوط به هفتهی گذشته بوده است. جنبش رهایی بخش دلتای نیجر که مسئولیت خرابکاری در تأسیسات و خطوط لوله را برعهده گرفته تهدید کرده است که در اواسط آگوست حملات آشکاری را علیه بخش نفت صورت دهد. این جنبش به تهدیدات خود در گذشته عمل کرده است. بیهیچ سخنی باید قبول کرد که صنعت نفت جهان بر اثر این چالشها در موقعیتی بسیار بحرانی قرار دارد که میتوان احتمالات دیگر نظیر توفان در خلیج مکزیک را هم بر آن افزود. بنابراین هر یک از این عوامل ممکن است قیمتها را به بالاترین میزان ممکن افزایش دهند. مگر آن که سیاستهایی اتخاذ شود که در این جا و آن جا به تنشزدایی منتهی شود.
منبع: الحیات
برگرفته از: روزنامه سرمایه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵