قصه ایران و امریکا

قصه ایران و امریکا

فصلنامهٔ مید٬ تابستان ۱۹۹۵

ترجمه بابک پاکزاد

بالاخره بعد از دو سال٬ امریکا به تهدید خود جامهٔ عمل پوشاند٬ و تحریم تجاری همه‌جانبه‌ای را به ایران تحمیل کرد. این اقدام پیامدهای ضد و نقیضی به‌همراه داشت.

دولت کلینتن٬ بی‌هیچ تآمل و چشم‌اندازی از عاقبت کار٬ روابط تجاری با ایران را تحریم کرد. اما این اقدام٬ نتایج مورد نظر امریکا را به‌بار نیاورد و حتی٬ این کشور را در انزوای جهانی قرار نداد. دولت امریکا در حالی که کنگره را برعلیه ایران تحریک می‌کرد ٬ سعی داشت برای اقدامات غیرمنطقی‌اش بهانه‌ای بتراشد؛ اما موفق نشد. و سرانجام خود را در مظان اتهام «تحریم غیرواقع‌بینانهٔ» تهران یافت. این تغییر موازنه٬ زمانی رخ داد که ایران تهدید کرد: روابط امریکا را با متحدانش خدشه‌دار کرده٬ اهداف اصلی امریکا در سیاست خارجی را به خطر خواهد انداخت. این تهدید٬ درست در زمانی صورت می‌گرفت که از سویی٬ روسیه از پذیرش درخواست امریکا برای فسخ قرارداد ساخت راکتور هسته‌اس با تهران سرباز می‌زد و از سویی دیگر به جز اسرائیل٬ هیچ یک از متحدان دیگر امریکا در فراخوان این کشور برای تحریم تجاری ایران شرکت نکرده بودند.

ایران٬ عملا٬ در کشمکش‌های بین‌المللی بر سر تحریم تجاری٬ یک ناظر باقی ماند؛ اما درعین‌حال٬ نباید از نظر دور داشت که ممکن بود ایران٬ در این بازی٬ برای به‌ستوه‌آوردن امریکا٬ بهای گزافی بپردازد. تا کنون ایران٬ به‌خوبی از تناقض موجود در سیاست امریکا بهره‌برداری کرده است. حقیقت این است که سیاست امریکا موجب نزدیکی ایران و روسیه شد٬ به‌گونه‌ای که ممکن است برنامه‌های نفتی امریکا در قفقاز و آسیای میانه را تحت‌الشعاع قرار داده و زمینه را برای دیدار یلتسین از ایران فراهم کند.

در ایران دولت آقای رفسنجانی٬‌ بحران سیاسی را از سر گذرانده است. در بحران سیاسی اخیر٬ حتی جناح‌های مخالف دولت در هیئت حاکمه٬ از سیاست نابخردانه امریکا انتقاد کرده٬ رییس جمهور را مورد حمایت قرار دادند. شورش آوریل در اسلامشهر٬ از وقایعی خبر می‌دهد که در صورت کاهش توان اقتصادی کشور اجتناب‌ناپذیر بوده٬ اقتدار هیئت حاکمه را تهدید خواهد کرد. از سوی دیگر٬ کاهش توان اقتصادی و نارضایتی مردم٬ راه را برای مشارکت فعال‌تر منتقدان راست‌گرا و چپ‌گرا در امور اجتماعی٬ باز خواهد کرد؛ مسئله‌ای که در آینده٬ برای دولت مشکل ‌برانگیز خواهد بود. از پیامدهای دیگر این وضع٬ می‌توان از تاثیر دو چندان تبلیغات غرب بر روی جامعه ایران نام برد؛ آنتن‌های ماهواره‌ای که در پایان سال گذشته از بام‌ها برچیده شده بود٬ با استتار تازه‌ای به میدان آمده است.

 

ابعادتازه در مناقشه دو کشور

در حال حاضر٬ امریکا خود را برای درگیری با ایران آماده می‌کند. این درگیری٬ ممکن است بر اثر یک اشتباه٬ به برخورد نظامی رو در روی دو کشور٬ و با مداخله اسرائیل بی‌انجامد. هم اکنون در حالی که دولت کلینتون به خاطر اقدام نسنجیده در تحریم یک‌جانبه ایران٬ از طرف کنگره تحت فشار قرار دارد؛ ایران از موضع انفعالی خویش دست برداشته و سعی می‌کند از پریشان‌حالی مقامات امریکایی به‌سود خود استفاده کند.

در ششم ماه مه٬ پرزیدنت کلینتون حکمی را با مضمون: تحریم تجاری ایران امضاء و یک روز بعد آن را برای تصویب به‌کنگره فرستاد٬ براساس این حکم٬ تمام کمپانی‌های امریکایی فرصت داشتند تا ششم ژوئن تمام حساب‌های خود را با ایران تسویه کند. نخستین بازتاب این حکم٬ معوق ماندن خرید روزانه ۴۰۰ هزار بشکه نفت و توقیف صادرات به ایران٬ با حجمی به ارزش ۳۲۶ میلیون دلار در سال ۹۴ بود. امریکا٬ علت تحریم را حمایت ایران از تروریسم بین‌المللی٬ به خطر انداختن صلح در خاورمیانه٬ و تلاش برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی اعلام کرد.

این حکم٬ کمپانی‌های نفتی ایالات متحد و شعب خارجی آن را از خرید نفت ایران منع می‌کرد. لازم به تذکر است که صدور نفت به ایالات متحد از سال ۱۹۸۷ قطع شده بود٬ هم‌چنین این حکم٬‌ مواردی نظیر؛ تجارت٬ سرمایه‌گذاری٬ وام و خدمات مالی وابسته دیگر را نیز دربر می‌گرفت. در برخی موارد به‌ویژه در مورد محصولات کشاورزی نظیر؛ برنج و ذرت٬ مهلت برای فسخ قرارداد٬ از ۳۰ روز هم فراتر نرفت و حتی هنوز هم وضعیت فعالیت برخی شعبات مستقل خارجی شرکت‌های امریکایی نظیر کوکاکولا و پپسی‌کولا٬ مبهم است.

فرمان کلینتون با آن که خواستار تحریم تجاری همه جانبه ایران بود٬ استثناءهایی را هم در نظر گرفت. ایالات متحده به آن دسته از کمپانی‌های نفتی که در حال بهره‌برداری از ذخایر نفتی آذربایجان٬ ترکمنستان و قزاقستان بودند اجازه داد تا برای رساندن نفت به مشتریانشان با ایران وارد معامله شوند. این امتیاز که از طریق فشار کمپانی‌های نفتی بر دولت امریکا به‌دست آمده بود٬ در عمل٬ حکم کلینتون را بی‌اعتبار کرد.

با صدور این مجوز٬ کلینتن٬ عملا اهمیت ژئوپلی‌تیکی ایران را به رسمیت شناخت. و براهمیت همکاری با ایران در جهت حفظ منافع ایالات متحد در قفقاز و آسیای میانه تاکید کرد. هم‌چنین دولت کلینتون دریافت که کمپانی‌های نفتی امریکایی مستقر در آذربایجان و دیگر جمهوری‌های آسیای میانه مجبورند برای معاوضه حجم مورد توافق٬ یعنی نقل و انتقال روزانه ۸۰ هزار بشکه نفت خام آذربایجان به پالایشگاه های ایران٬‌ در این کشور خطوط انتقال احداث کرده و تاسیسات نفتی را در بخش شمالی توسعه دهند. بی‌شک گسیل تانکرهای نفتی کمپانی‌های امریکایی به جزیره خارک٬ برای بارگیری مقادیر مشابهی از نفت خام ایران٬ با آگاهی کامل کاخ سفید صورت می‌گیرد. صدور این مجوز٬ سیاست تحریم را به شدت تضعیف کرد. درعین‌حال عقیم ماندن برنامه‌های کلینتن٬ ربطی به سیاست‌گذاری‌های دولت‌مردان ایران نداشت؛ وقایع چند ماه اخیر٬ نشان داد که سیاست دولت ایران بیش‌تر جنبه واکنش داشته و از هیچ اصول منطقی و حسابگرانه‌ای پیروی نمی‌کند.

در حال حاضر٬ ایران سعی می‌کند در معادلات اقتصادی منطقه٬ نقشی را بر‌عهده گیرد با این‌که ایالات متحده عملأ استقلال ایران را به‌رسمیت شناخته٬ اما دولت ایران هنوز برای بر‌قراری روابط اقتصادی٬ شرط و شروط می‌گذارد و تهدید می‌کند که اگر ایالات متحده از موضع خود در‌باره‌ی عضویت ایران در کنسرسیوم بین‌المللی بهره‌برداری از حوزه‌های نفتی دریای خزر٬ دست بر‌ندارد؛ پیشنهاد همکاری کمپانی‌های نفت مستقر در آذربایجان را٬ رد خواهد ‌‌کرد. در اواخر ماه مه وزیر نفت گفت: «با رد تقاضای ایران٬ برای تخصیص پنج درصد از منافع کنسرسیوم٬ دیگر نباید انتظار داشت که ایران٬ برای صدور نفت خام آذربایجان با کنسرسیوم همکاری کند».

روسیه از مدت‌ها قبل قانونی بودن عملیات کنسرسیوم در آذربایجان را زیر سوال برده بود. روسیه معتقد است بعد از فروپاشی اتحاد شوروی٬ کشور‌های منطقه به توافق‌نامه‌ی جدیدی برای حق بهره‌برداری از منابع دریای خزر نیاز دارند. ایران نیز در حال حاضر به‌عنوان طرف توافق‌نامه‌ی شوروی٬ از تز روسیه حمایت می‌کند.

سید مهدی حسینی مسول رسمی عهد‌نامه‌های بین‌المللی وزارت نفت در مورد موضع جدید ایران صریحأ گفت که ایران به دلیل رد پیشنهاد عضویت در کنسرسیوم٬ هیچ علاقه‌ای به معامله با آمریکا ندارد و تا زمانی که توافق‌نامه‌ی جدیدی در‌باره‌ی چگونگی بهره‌برداری از ذخایر نفت دریای خزر به امضا نرسد توافق‌نامه‌ی آذربایجان را معتبر می‌داند. وی افزود: «ما نمی‌فهمیم چرا کنسرسیوم اجازه می‌دهد که آمریکا مفاد توافق‌نامه را برحسب منافع خود انتخاب کرده و آن را به اجرا گذارد. آمریکا می‌خواهد برای تنبیه ایران این کشور را تحت تحریم تجاری قرار دهد٬ پس از یک‌سو ایران را از کنسرسیوم حذف می‌کند و از سوی دیگر می‌خواهد از همین کشور برای رساندن نفت آذربایجان به مشتریان خود استفاده کند… ما معتقدیم که حیات کنسرسیوم به ایران وابسته است».

اشتراک منافع ایران و روسیه در منطقه٬ صرفه‌نظر از روح فرصت‌طلبانه‌ی حاکم بر‌آن از فصل نوینی در روابط دو کشور خبر می‌دهد. آقای یلتسین رئیس جمهور روسیه به‌رغم نگرانی و کارشکنی واشینگتن٬ به‌زودی برای انجام مذاکرات مهمی راهی تهران خواهد شد. تلاش‌های کلینتن برای جلو‌گیری از امضای قرار‌داد۸۰۰ میلیون دلاری تأسیس رآکتورهسته‌ای در ایران در دیدار سران دو کشور در مسکو٬ با پاسخ غیر دوستانه‌ی یلتسین مواجه شد. او تنها قبول کرد که قرار نصب سیستم سانتریفوٰژ گاز را فسخ کند٬ با نصب سیستم سانتریفوژ٬ تهران می‌توانست راه خود را در غنی‌کردن اورانیوم و دستیابی به بمب اتمی٬ کوتاه کند. ایران و روسیه از مدت‌ها پیش قرار داد نصب سیستم تانتریفوژ را انکار می‌کردند. ایران با در اختیار گرفتن این سیستم در زمره‌ی پیمان نامه‌ی کنترل تأسیسات هسته‌ای قرار می‌گرفت. در عین حال گفتنی است که راه‌اندازی رآکتور٬ نه به سوخت احتیاج دارد و نه سیستم سانتریفوژ. برای هر دو کشور نصب و راه‌اندازی این سیستم یک طرح دراز مدت به‌شمار می‌رفت. با این حال یکی از ناظران اروپایی می‌گوید: «برای روس‌ها قبول در‌خواست کلینتن برای فسخ قرار‌داد٬ بسیار سنگین تمام شد».

اتحاد اجتناب ناپذیر ایران و روسیه از نظر استرتژیکی امری مهم تلقی می‌شود. درست است که دو کشور بر سر بسیاری از مسائل با هم اختلاف نظر دارند؛ اما علایق مشترکی نیز وجود دارد که عوامل جغرافیایی و نگرانی از بی‌ثباتی در جمهوری‌های جنوبی شوروی سابق٬ آن را تشدید می‌کند.

در حال حاضر تهران تمام توان خود را برای بهبود روابط با بغداد به کار بسته است. تحلیل‌گران سیاسی آمریکایی و عرب معتقدند از ۱۹۹۳ به بعد٬ آمریکا تمایل داشته است که میان دو کشور مجددأ برخورد نظامی صورت‌ گیرد. شیخ‌نشین‌های خلیج‌ (فارس) هم٬ از اتحاد دو قدرت بزرگ منطقه٬ استقبال نکرده آن را یک کابوس وحشتناک تلقی می‌کنند.

در اواخر ماه مه و به دنبال دیدار هیأت ۱۱ نفره‌ی ایرانی از بغداد٬ دو طرف اعلام کردند که در برخی مسائل به توافق دست یافته‌اند. و به‌زودی آقای ولایتی وزیر امور خارجه از بغداد دیدار خواهد کرد. واقعیت این است که هنوز مشکلات بسیاری در راه عادی‌سازی روابط وجود دارد تا زمانی که صدام بر مسند قدرت است؛ گسترش روابط دوستانه با عراق امکان‌پذیر نیست. علاوه ‌براین با توجه به تحریم عراق از سوی سازمان ملل٬ پیش‌بینی میزان پای‌بندی ایران به روابط دوستانه با عراق غیر‌ممکن است.

در هر حال انتظار می‌رود در مذاکرات آتی دو کشور بر عادی‌سازی روابط تأکید کرده وبرای یررسی چگونگی روابط خود و پیامدهای سیاست کنونی آمریکا در منطقه٬ زمانی را برای دیدار سران دو کشور معین کنند. از مدت‌ها پیش مقامات رسمی عرب و برخی ناظران آمریکایی از بر‌قراری روابط دوستانه میان دو غول منطقه ابراز نگرانی می‌کردند. اتحاد با عراق٬ به‌رغم خطر واکنش آمریکا٬ تا‌کنون برای ایران از نظر سیاسی با موفقیت همراه بوده است. البته این احتمال هم وجود دارد که اتحاد ایران و عراق٬ آمریکا را به‌خشم آورده و این کشور به‌جای دیپلماسی٬ از عملیات نظامی بهره‌گیرد. این اقدام اجتماعی می‌تواند از حمله‌ی نظامی به جزایر: ابوموسی٬ تنب کوچک و بزرگ آغاز شود. مطمئنأ٬ اسرائیل هم از متحدین آمریکا به شمار می رود٬ فرصت را از دست نداده٬ قلمرو خود را گسترش خواهد داد.

در اوایل سال ۹۵ مقامات رسمی اسرائیل اعلام کردند که به نیروهای ضربتی خود برای حمله به اهدافی در ایران٬ آماده‌باش داده‌اند. این اهداف٬ شامل نیروگاه و دیگر تأسیسات هسته‌ای در اصفهان و تهران بود. ایران نیز تهدید اسرائیل را جدی گرفت و در مناطق مورد نظر اقدامات امنیتی لازم را به‌عمل آورد.

در جزیره‌ی خارک که مرکز صادرات نفت به شمار می رود٬ موشک‌های ضد هواپیمای هاوک٬ نصب شد. و با اسقرار نیروی نظامی و توپ‌های ضدهوایی٬ (جزیره‌ی) سیری٬ به دژی مستحکم بدل گشت.

بی‌شک تهدید اسرائیل جدی بود. اما عواملی چند باعث شد که این کشور از تصمیم خود صرفه‌نظر کند. درصورت حمله٬ هواپیماهای اسرائیل می‌بایست از حریم هوایی عراق یا عربستان سعودی عبور می‌کردند. استفاده از این مسیر منوط به توافق آمریکا و عربستان بود. علاوه براین نیروگاه هسته‌ای بوشهر به عنوان راحت‌ترین هدف جغرافیایی از نظر سیاسی مشکل‌برانگیز بود. زیرا تعداد زیادی از تکنیسین‌های روسی در آن مشغول به‌کار بودند. کلینتن هم٬ به‌خاطر نگرانی از حیات سیاسی خویش در سال ۹۶ ]انتخابات آمریکا[٬ از صدور فرمان حمله اسرائیل به ایران سرباز زد. هم‌اکنون شایعاتی وجود دارد که اسرائیل به منظور هدف قرار دادن تاسیسات اتمی به دریای عمان نزدیک شده است. اما حتی اگر این مسئله صحت داشته باشد چنین توافقی میان آمریکا و اسرائیل صورت نخواهد گرفت. در حال حاضر مداخله نظامی آمریکا بعید به‌نظر می‌رسد. اما اگر اقدامات کلینتون تا انتخابات سال ۹۶ نتیجه‌ای دربر نداشته باشد؛ ممکن است حزب جمهوری‌خواه از این تز به‌عنوان حربه‌ای قدرتمند در رقابت انتخاباتی آینده بهره گیرد.

در حال حاضر نمایندگان جمهوری‌خواه مشغول مطالعه‌ی قانونی هستند که آن دسته از شرکت‌های تجاری که با ایران وارد معامله شده‌اند را تحت تحریم قرار می‌دهد. اگر کلینتون در ماه ژوئن از اجلاس گروه هفت دست خالی باز گردد ]که بازگشت[٬ با تشدید تلاش‌های کنگره مواجه خواهد شد. اما حقیقت این است که اگر ایالات متحده بخواهد حقیقتا به ایران صدمه‌ای بزند نمی‌تواند خود را با تحریم یک‌جانبه راضی کند. با این‌حال٬ با این‌که به کنگره٬ غیر عملی و غیر واقعی بودن قانون مورد نظر٬ ثابت شده است؛ کنگره هنوز برای تصویب آن وسوسه می‌شود.

مشکل کنونی ایالات متحده عدم موافقت و همکاری دیگر کشورها در تحریم ایران است. اروپا از همکاری با آمریکا در تحریم سرباز زد٬ ژاپن هم تصریح کرد که قصد پیوستن به آن را ندارد. این کشورها خواستار رویه‌ی دیگری برای تنبیه ایران هستند. برای آن‌ها مهم‌تر از ادامه‌ی روابط تجاری فهم این مسئله است که آن‌ها باید طبق برنامه‌ی زمان‌بندی شده‌ای در پنج سال آینده طلب خود را از ایران وصول کنند. اگر در‌آمد و عایدی ایران از نفت قطع شود به شکل خود‌کار باز‌پرداخت ۲۰ هزار میلیون دلار بدهی ایران به ژاپن و اروپا متوقف خواهد شد.

هم‌اکنون واشینگتن برای توجیه عمل خویش علیه ایران٬ جنگ تبلیغاتی به‌راه انداخته است. وارن‌کریستوفر٬ دوباره پرونده‌ی بمب‌گذاری بوینوس‌آیرس را در دستور کار خود قرار داده است. لازم به تذکر است که آرژانتین هیچ شواهدی از دست‌داشتن ایران در این بمب‌گذاری در دست ندارد و از این رو از واشینگتن به‌خاطر موضع‌گیری اخیرش توضیح خواسته است.

آمریکایی‌ها سعی می‌کنند در مجامع بین‌المللی ایران را تروریست و مخل امنیت جهانی معرفی کنند؛ یک مقام رسمی آمریکایی که خواست نامش فاش نشود گفت ایران صلح را در منطقه به‌خطر انداخته است؛ این کشور چریک‌های فلسطین را برای عملیات انتحاری تربیت کرده و از آن‌ها حمایت مالی می‌کند٬ برای مخالفان دولت الجزایر اسلحه میفرستد٬ و مهم‌تر از همه دو پروژه‌ی اتمی را در دست اجرا دارد که یکی از آن‌ها توسط ارتش و به‌منظور ساخت بمب اتمی است. یک مقام رسمی دیگر گفت: «ایران٬ در آستانه‌ی تولید تری کلرید فسفور٬ عنصر عامل مواد شیمیایی موجود در گازهای عصبی قرار دارد.» ایران ٬ تا کنون این اتهامات را تکذیب کرده است. این کشور برای صحت ادعای خود به سابقه‌ی عدم استفاده از سلاح‌های شیمیایی در طول جنگ هشت ساله اشاره می‌کند.

تبلیغات منسجم ایالات متحده علیه ایران٬ مخالفت اروپا و ژاپن را برانگیخته است. رد همکاری در تحریم ایران از چنین تمایلی حکایت می‌کند. آن‌ها فکر می‌کنند آمریکا در اقدامات خود تند رفته است. با این روند٬ به زودی ایران خود را در موضع عجیبی خواهد یافت. موضعی که روابط این کشور با اروپا را محک خواهد زد.

تغییر عقیده اروپایی‌ها زمانی کامل می‌شود که حکم قتل سلمان رشدی پس گرفته شود. هر پانزده کشور عضو اتحادیه اروپا به ایران در ازای رد حکم قتل سلمان رشدی روابط سیاسی و تجاری بهتری را وعده داده‌اند. یکی از مقامات رسمی ایران قول داده است که کشور مطبوعش در ماه ژوئن به اتحادیه‌ی اروپا فرمولی برای این مسئله ارائه خواهد کرد.

این فورمول چیز جدیدی جز سخنان مقامات دولتی و موضع‌گیری‌های اخیر ایران را با خود به‌همراه نخواهد داشت. تنها عنصر جدید این فرمول ممکن است ملغی کردن جایزه‌ی دو میلیون دلاری بنیاد پانزده‌ی خرداد برای سر رشدی باشد. در هرحال اروپا شرط رابطه با ایران را احترام به قوانین اروپایی و عدم اقدام به ترور سلمان‌رشدی می‌داند اما این‌که ایران چگونه به این تقاضاها پاسخ خواهد داد معلوم نیست.

برگرفته از مجله‌ی «صفحه اول» به شماره ۳۹ در تاریخ مهر ماه ۱۳۷۴

 

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *