نشر اختران منتشر کرد:
جنبش برای اقتصاد مشارکتی

یک اقتصاد به فرآیندهایی برای هماهنگی فعالیتهای گوناگون کارگران با یکدیگر از یک سو و با خواست مصرفکنندگان از سوی دیگر نیاز دارد. این فرآیند که تخصیص و توزیع اقتصادی نامیده میشود تعیین میکند میزان ورودی مصرف شده چقدر است یا میزان خروجی تولید شده چه اندازه است و در کجا این روند شکل میگیرد.
اجماع بر این است که بازار نهاد تخصیصدهندهی اقتصادی ارزشمندی است. برخی مخالفان، هنوز از برنامهریزی متمرکز حمایت میکنند. به نظر ما، هم بازار و هم برنامهریزی متمرکز هر دو ناکارآمد و نامطلوباند و ما به مثابهی یک آلترناتیو به برنامهریزی مشارکتی نیاز داریم.
بابک پاکزاد
در این دوران تیرهی اسفند نود و هشت که اخبار و وقایع جانفرسا از اکناف ایران و جهان به گوش میرسد و اغلب آنها را در کشورمان لمس میکنیم؛ در روزهایی که ادبار فردی و جمعی تفکیک ناپذیر شده؛ خبر انتشار این کتاب تنها چیزی بود که جانم را جلا داد و شوری در آن دمید.
کتابی با ترجمه رفیق عزیز و زنده یاد بابک پاکزاد به همراه پیشگفتاری از من در مورد اهمیت موضوع کتاب: اقتصاد مشارکتی.
لنین در مورد آناتولی لوناچارسکیِ نویسنده و روزنامهنگار گفته بود: “او به طرز مقاومت ناپذیری به سوی آینده کشیده میشود، از همین روست که این همه شادی و خنده در اوست” این توصیف بیش از همه من را یاد بابک میاندازد، رفیق خندهرو و پرانرژیای که سرطان هم او را از شادی و به تعبیری کنشی انتقام جویانه از زندگی بازنداشت. او به سوی آینده کشیده میشد و همچنانکه در پیشگفتار کتاب نیز نوشتهام جنبش برای اقتصاد مشارکتی طرحی است برای آیندهای ممکن. آیندهای که بر ضد تمایلات طمعورزانه و ایدئولوژیک سرمایهداری و بشارت دهندهی جهان دیگری است.
دعوت به خواندن این کتاب الکن خواهد بود اگر تقدیری نشود از محترم میرعبداللهی مادر فرهیخته و مبارز بابک که رنج شخصیاش را در انزوا و افسردگی دو چندان نکرد بلکه با مرامی که شایستهی او، همسرش و بابک بود با شکیبایی مطالب فرزندش را از اینجا و آنجا گردآوری کرد و حاصلش شد سایتی شامل مقالات بابک، کتاب پیش رو و کتاب دیگری که با پیشگفتار مسعود امیدی عزیز همزمان با این کتاب توسط نشر اختران منتشر شد. همچنین از خاطرمان نرفته است کتاب نامههای زندان را که حاصل عشق و مقاومتی است که بابک در بستر آن رشد کرد؛ این همه به ما میآموزد که مقاومت زندگیست و زندگی جز با پیکار پیگیر و مستمر از روزمرگی ملالتبار تمیز داده نمیشود.
یادش گرامی باد
درود
بابک عریز با آثار ارزشمندش زندگی می کند . خسرو عزیز نیز با قلم و توانش به دیگران امید زندگی هدیه می دهد.
براستی باید که دوست بداریم این یاران عزیز و جان های شیفته را … و از آن ها بیاموزیم.
این رفقای ما از چهره های شاخص نسل خود هستند که به رغم فضای لیبرالی و نئولیبرالی فکری و فرهنگی مسلط ، پرچم سوسیالیسم را بر دوش گرفته اند و به مارکس و لنین و آرمان سوسیالیسم انقلابی وفادارند.
ویژگی برجسته و ارزشمند رفقای ما نیز نوجویی ، به روز بودن و توانمندی و رویکرد علمی و پژوهشی و تخصصی آنها به مسائل اجتماعی است که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . آنها مانند جوان ها ی نسل انقلاب با هیجانات و شعار زدگی به سوسیالیسم رونیاوردند بلکه با رویکرد تحلیلی و علمی به مناسبات اجتماعی و تجربه زیسته خود به آن دست یافتند . آرمان و تجارب سوسیالیستی را در ارتباط با هم درک می کنند و می کوشند تا به رهیافتی علمی، کاربردی و اثربخش که در جوهره مارکسیسم لنینیسم نهفته است، دست یابند. آنها حرف های زیادی برای گفتن دارند که باید با دقت به آنها گوش کرد.