|

هشت مارس٬ از گذشته تا امروز

هشت مارس٬ از گذشته تا امروز

خورخه مارتین

برگردان: بابک پاکزاد

  منشأ پیدایی روز جهانی زن ارتباط نزدیکی با مبارزه‌ی کارگران زن در بخش نساجی دارد. در هشتم مارس ۱۸۵۷ زنان کارگر در صنایع نساجی و پوشاک در شهر نیویورک در اعتراض به دستمزدهای پایین٬ دست به اعتصاب زدند٬ ساعات کار طولانی و شرایط کار غیر انسانی٬ یکی از نخستین حرکت‌های اعتصابی از سوی زنان کارگر را رقم زد. پلیس به سوی آن‌ها آتش گشود و آنان را به طرز وحشیانه‌ای سرکوب کرد.

در هشت مارس ۱۹۰۸ در پاسخ به فراخوان انجمن زنان سوسیال دموکرات شهر نیویورک٬ بیش از ۱۵ هزاز کارگر زن شاغل در بخش نساجی با تقاضای کوتاه کردن هفته‌ی کاری و حقوق سیاسی از خیابان Lower East Side راه‌پیمایی خود را آغاز کردند. سال ۱۹۰۹ شاهد اعتصاب گسترده‌ی ۲۰ هزار کارگر زن در بخش نساجی در نیویورک بود که در سرمای سخت زمستان ۱۴ هفته به درازا کشید.

پس از آن در ماه مارس ۱۹۱۱ نیز آتش‌سوزی در کارخانه‌ی Triangle Shirtwaist در نیویورک منجر به مرگ بیش از ۱۰۰ کارگر زن شد که یا مستقیماً در آتش‌سوزی سوختند یا بر اثر پریدن از طبقه‌ی هشتم کشته شدند.

در زمان آتش‌سوزی به منظور جلو‌گیری از خروج و استراحت غیر مقرر کارگران٬ درهای کارگاه را قفل کرده بودند. تمام این وقایع و مبارزات در روز جهانی زن که در نشست بین‌المللی زنان سوسیالیست و به پیشنهاد کلارا زتکین٬ سوسیالیست انقلابی آلمانی شکل گرفت٬ به خاطر سپرده و گرامی داشته می‌شود

سال گذشته در روز جهانی زن ۲۴۰ کارگر نساجی که بخش عمده‌ای از آن‌ها زن بودند ساختمان کمپانی Sel- Fex در کاراکاس را به اشغال خویش در‌آوردند. در ۱۲ دسامبر النورا اشتیز و تام زایما٬ مالکان Lony Group  ( که Sel- Fex نیز بخشی از آن است)٬ تصمیم به توقف کار گرفته و کارگران٬ دولت٬ تأمین کنندگان مواد خام و بانک‌ها را با کوهی از بدهی به حال خود رها کردند. کارگران که در Sutratex ٬ که اتحادیه‌ای وابسته به UNT است سازماندهی شده بودند از ترس این که مالکان ماشین‌آلات٬ محصولات و مواد خام را از محل کارخانه خارج کنند تصمیم گرفتند کارخانه و ساختمان‌ها را به اشغال خویش در‌آورند و هم‌اکنون خواستار سلب مالکیت و مصادره‌ی آن تحت کنترل کارگران هستند. آن‌ها حدود سه ماه٬ حتی در طول کریسمس و تعطیلات سال جدید کارخانه را در اشغال خود داشتند. این اقدام با وجود تهدید فرزند یکی از مالکان بود که گفت: «اگر مردان مسلح ماسک زده وارد ساختمان‌ها شده و آن‌ها را به رگبار ببندند» مسئولیتی نمی‌پذیرد.- Sel  Fex حدود ۶۰ سال است که با مارک‌های مختلف Groupo Lony لباس شنا و لباس زیر زنانه تولید می‌کند. بیش‌تر این زنان ۱۵ ٬ ۳۰ و یا حتی ۴۰ سال است که در Sel- Fex کار کرده‌اند. گروهی مشتمل بر ۴۰ زن با وجود آن که به سن بازنشستگی رسیده بودند٬ کماکان در آن جا کار می کردند تا بتوانند از پس مخارج خانواده‌شان برآیند. همان طور که یکی از کارگران اشاره داشت در حالی که دستمزدها تنها حدود ۱۰۰ هزار بولیوار (حدود ۳۰ یورو) در هفته بود٬ برخی از لباس‌های شنا که آن‌ها تولید می کردند به قیمت ۱۰۰ هزار بولیوار فروخته می‌شد.

شرایط کار نظیر شرایط کار دیگر کارگران در برخی کارخانه‌های نساجی اطراف هولناک بود. آن‌ها تنها ۳۰ دقیقه برای صرف ناهار فرصت داشتند. محلی که آن‌ها از آن برای صرف ناهار استفاده می‌کردند در طبقه‌ی آخر و در مجاورت ژنراتور برق قرار داشت و روی همان صندلی‌های نامناسبی می‌نشستند که هنگام کار نیز از آن استفاده می‌کردند. بیش‌ترکارگران از ناحیه‌ی کمر دچار بیماری شده‌اند و بسیاری برای خود بالش کوچکی فراهم کرده‌اند تا درد نشستن برای هشت ساعت در روز را اندکی تسکین دهد. غذایی که از سوی کمپانی به آن‌ها داده می‌شود (به منظور این که به کارگران هزینه‌ی غذای قانونی پرداخت نشود) بسیار اندک و بی‌کیفیت است و بعضی وقت‌ها تاریخ مصرف آن منقضی شده است.

شیره‌ی جان کارگران کشیده می‌شود و سرکارگران مسئول بخش کارگران را کنترل کرده٬ بالای سر آن‌ها می‌ایستند و بررسی می‌کنند آن‌ها در یک ساعت چه تعداد لباس تولید می‌کنند. آن‌ها مبلغ نا‌چیز پنج هزار بولیوار (۵/۱ یورو) به عنوان پاداش دریافت خواهند کرد. در ۱۹۹۷ کمپانی کارگران را وادار کرد توافق‌نامه‌ای را به امضا رسانند که پرداختی‌های تأمین اجتماعی‌شان را به شرکت واگذار کنند٬ چیزی که کاملاً غیرقانونی است.

اشغال کارخانه نتیجه‌ی موقعیت جدید جنبش کارگری ونزوئلا پس از مصادره ونپال و CNV در ابتدای سال ۲۰۰۵ و اداره‌ی آن‌ها تحت Cogestion (شکلی از کنترل کارگری به همراه مدیریت)٬ است. اوایل سال گذشته کارگران در Sel- Fex بحثی را حول توافق‌نامه‌ی Cogestion با کارفرمایان آغاز کردند. در آغاز کارفرمایان مشتاق به نظر می‌رسیدند زیرا آن‌ها توافق‌نامه را  راهی تشخیص داده بودند که می‌توانستند به مدد آن وام‌های کم‌بهره از دولت دریافت کنند اما هنگامی که کارگران تقاضا کردند که ۵۰ درصد سهام باید به آن‌ها منتقل شود کارفرمایان مذاکره را کنار گذاشتند و پس از آن اعلام ورشکستگی کردند.

درست در این زمان یعنی در ۱۲ دسامبر بود که کارگران تصمیم به اشغال کارخانه و ساختمان‌ها گرفتند و خواستار مصادره و اداره‌ی کمپانی تحت Cogestion شدند. کارخانه مشتمل بر ۶۰۰ ماشین بود که ۹۰ درصد آن‌ها فعال بود و در یک سوله‌ی صنعتی به وسعت ۲۰۰۰ متر مربع قرار داشت. کمپانی هزاران میلیون بولیوار به دولت و کارگران بدهکار بود. بنابراین دلیل مصادره کاملاً واضح و روشن است و این چیزی است که کارگران در این مقطع می‌خواهند. هیأت نمایندگی کارگران Sel- Fex در نشست تأسیس جبهه‌ی انقلابی کارگران در کمپانی‌های تحت اشغال یا تحت اداره‌ی Cogestion شرکت کرد. یکی از آن‌ها توضیح داد که چرا آن‌ها برای مصادره تحت کنترل کارگری مبارزه می‌کنند: «من می‌خواهم کماکان کار کنم اما کمپانی دیگر به کار‌فرما تعلق ندارد بلکه از آن ماست. ما می‌توانیم خود آن را به سود انقلاب و اقتصاد کل کشور اداره کنیم.»

برای آن‌ها این نبرد دیگر نبرد علیه رؤسا برای دستیابی به تقاضاهای ملموس محدود نیست بلکه نبردی برای دفاع از انقلاب بولیواری و ساختن آینده‌ای بهتر برای زنان کارگر ونزوئلایی و کل کارگران و زحمت‌کشان است.

منبع: در دفاع از مارکسیسم

برگرفته از روزنامه‌ی سرمایه ۱۶ اسفند ۱۳۸۵

نوشته‌های مشابه

یک دیدگاه

  1. این گونه آثار است که سبب می شود نتوانم با افعال زمان گذشته از بابک سخن بگویم.
    رسانه های جریان اصلی و مسلط در جهان سرمایه داری تلاش گسترده و هماهنگی را دنبال می کنند تا در گرامی داشت 8 مارس، تاریخچه و جهت گیری ضد سرمایه داری و طبقاتی این روز را مسکوت بگذارند و ضمن دفاع نمایشی از حقوق زنان ، ریشه اصلی نابرابری جنسیتی را که ریشه در نظام های طبقاتی و از جمله سرمایه داری دارد ، مسکوت بگذارند. بر این اساس نمی‌شود مدافع حقوق برابر برای زنان بود و با نظام سرمایه داری مخالف نبود . بر همین اساس ادعای برابری طلبی جنسیتی همه آنهایی که نظام طبقاتی و ضد انسانی سر مایه داری را به رسمیت می شناسند، بی شک فاقد بنیان اجتماعی محکمی است. نباید فراموش کرد که مسأله تبعیض در حق زنان تنها به جوامعی چون ایران با یک حاکمیت مذهبی ضد زن محدود نمی شود، در تمام جهان سرمایه داری شواهد فراوانی از تبعیض جنسیتی وجود دارد که ریشه آن ارتباطی به باورهای مذهبی ندارد بلکه دقیقاً ناشی از منطق سودجویانه مناسبات اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر سود است. جامعه سرمایه داری برای دست‌یابی به سود هر چه بیشتر یکی از کثیف ترین کارهایی را که دنبال می کند٬ مسخ شخصیت زنان و ارائه عروسک های کودن سکسی از آنهاست. آنها حتی در آموزش‌های خود درجه‌ی کودن بودن را هم برای افزایش جذابیت سکسی زن مفید تصویر می کنند! به همین دلیل مسأله‌ی مبارزه با تبعیض جنسیتی در سطح کلان اساساً مبارزه با سیستم سرمایه داری است. البته این مسأله نافی تبعیضی که از ناحیه‌ی باورهای ارتجاعی مذهبی بر زنان جامعه ما تحمیل می شود ، نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *