پترو یورو

تهدید واقعی ایالات متحده

پترو یورو

برگردان : بابک پاکزاد

سرمایه – بابک پاکزاد: مقالهٔ حاضر اثرات بورس نفت تحت سیطرهٔ یورو بر ارزش دلار و تبعات آن را مورد بررسی قرار داده است.

پروژه‌ی هسته‌ای ایران آن‌گونه که دولت بوش ادعا می‌کند تهدیدی برای واشنگتن محسوب نمی‌شود. آن‌‌چه تهدید واقعی است تلاش ایران برای تجدید سازمان نظام اقتصاد جهانی از طریق تبدیل پترو دلار به پترو یورو است. به نظر می‌رسد٬ چنین تبدیلی به معنای اعلام یک جنگ اقتصادی علیه ایالات متحده است. این اقدام٬ در‌آمد شرکت‌های آمریکایی را کاهش داده و به تبع آن به فروپاشی اقتصادی منتهی می‌شود. در ژوئن ۲۰۰۴ ٬ ایران قصد خود را مبنی بر ایجاد یک بورس بین‌المللی نفت که یورو بر آن سیطره داشته باشد٬ اعلام کرد. برخی از کشور‌های تولید کننده و مصرف کننده‌ی نفت به بورس پترو یورو خوش‌آمد گفتند.

بر اساس گزارش‌های رسیده از ایران٬ این بورس معاملات خود را از اوایل ۲۰۰۶ آغاز خواهد کرد. بورس نفت ایران با بازار بورس بین‌المللی نفت لندن و همچنین بورس نیویورک که مالک هر دو شرکت‌های آمریکایی هستند٬ رقابت خواهد کرد. هم‌اکنون کشور‌های مصرف‌کننده‌ی نفت انتخاب دیگری ندارند جز آن که برای خرید نفت از دلار آمریکا استفاده کنند زیرا دلار مدت‌هاست پول استاندارد بین‌المللی برای معاملات نفتی است. همین امر٬ این کشور‌ها را به نگه‌داری دلار در بانک‌های مرکزی خود به عنوان سرمایه‌ی ذخیره٬ ملزم می‌کند و این امر به تقویت اقتصاد آمریکا کمک می‌نماید. به این ترتیب اگر ایران به دنبال آن دیگر کشور‌های تولید کننده‌ی نفت٬ یورو را به مثابه گزینه‌ای دیگر برای معاملات نفتی قبول کنند٬ اقتصاد آمریکا به شدت ضربه خواهد خورد؛ پدیده‌ای که برخی آن را «یک بحران واقعی» نام نهاده‌اند. بحران در پایان سال ۲۰۰۵ و آغاز سال ۲۰۰۶ در انتظار است. یعنی هنگامی‌ که سرمایه‌گذاران نفتی این گزینه را در اختیار داشته باشند که در NYMEX  در نیویورک یا در IPE در لندن٬ ۵۷ دلار به ازای هر بشکه نفت بپردازند یا آن که ۳۷ یورو برای هر بشکه در بورس نفت ایران.

چنین گزینه‌ای حجم مبادلات را هم در NYMEX و هم در IPE (تحت سیطره‌ی دلار) کاهش خواهد داد. بعضی کشور‌ها٬ تبدیل پترو دلار رو به افول به نظام پترو یورو که در حال قدرت گرفتن است را مورد مطالعه قرار داده‌اند. عامل کاهش ارزش دلار تمایل اقتصاد آمریکا به گریز از تولید محصولات در داخل کشور و به جز تولیدات نظامی و تسلیحاتی و انتقال مشاغل آمریکایی‌ها به کشور‌های در حال توسعه‌ی ارزان‌تر٬ وابستگی به بخش خدمات و همچنین هزینه‌های سنگین دو جنگ عمده که هنوز ادامه دارد و ممکن است بر تعداد آن‌ها نیز افزوده شود ارزیابی شده؛ همچنین سرمایه‌گذاران خارجی شروع به بیرون کشیدن پول خود از بازار‌های بی‌ثبات آمریکایی کردند که منجر به کاهش بیش‌تر ارزش دلار شد. افراد پی‌گیر در بازار‌های مالی نمی‌توانند به این امر که کاهش ارزش دلار آمریکا از نوامبر ۲۰۰۲ آغاز شد٬ بی‌توجه باشند. این در حالی است که قدرت خرید یورو به تدریج اما با ثبات افزایش یافته است. ارزش دلار آمریکا در مقایسه با ین ژاپن نیز افت کرده است٬ در حالی که پوند بریتانیا نیز جهش دیگری کرده است.

گزارش اقتصادی منتشر شده در اوایل ماه مارس به افول اقتصاد آمریکا و افزایش سریع کسری به حدود۹۰/ ۶۶۵میلیارد دلار در پایان سال ۲۰۰۴ اشاره دارد که بدتر شدن وضعیت را پیش‌بینی می‌کند. این ارقام بانک‌های بین‌المللی را نگران کرد و به دولت بوش٬ در زمینه‌ی آن‌چه ممکن است رخ‌دهد٬ هشدار دادند.

ایران در همان مسیر جنگ اقتصادی که صدام حسین در سال ۲۰۰۰ آغاز کرد قدم نهاده است. یعنی تبدیل تمام ذخایر عراق از دلار به یورو.

برخی اقتصاد‌دانان صدام را نکوهش کردند چرا که بر اثر این تبدیل حجم قابل توجهی پول از دست رفت اما همان‌ها شگفت‌زده شدند هنگامی که در کمتر از یک سال بر اثر افزایش ارزش یورو تمام ضررها جبران شد.

دولت آمریکا از این تهدید آگاه است که بانک‌های مرکزی برخی کشور‌ها شروع به نگهداری یورو و دلار به صورت هم‌زمان کرده و ذخایر پولی خود را برای معاملات نفتی متنوع می‌کنند. دولت بوش به منظور احتراز از فروپاشی اقتصادی٬ هجوم به عراق را بهانه‌های واهی تسریع کرد تا درسی برای کشور‌های دیگر که بخواهند ارزش دلار را کاهش دهند٬ باشد. همچنین تلاشی بود برای دست‌کاری کردن تصمیمات اپک برای کنترل دومین منبع نفتی بزرگ جهان. فروش نفت عراق از آن به بعد به استاندارد پترو دلار باز‌گشت.

تنها یک مانع فنی در ارتباط با استفاده از نظام مبادلات نفتی بر اساس یورو وجود دارد که آن هم فقدان استاندارد قیمت‌گذاری نفت تحت سیطره‌ی یورو یا شاخص‌های نفتی مربوط به آن است. هر سه شاخص نفتی کنونی تحت سیطره‌ی دلارند که شامل Norway Brent West Texas Intermediate و  UAE DUBAIاست. اما تمام این موارد ایران را از خواست پرداخت به یورو برای صادرات نفتی‌اش به اروپا و آسیا٬ باز نخواهد داشت. تصمیم ایران مبنی بر استفاده از پترو یورو در کشورهای دیگر٬ نظیر روسیه و آمریکای لاتین و همچنین توسط برخی سرمایه‌گذاران عربستان سعودی با استقبال مواجه شده است. این تصمیم به تهاجم سیاسی آمریکا با همان بهانه‌های واهی که علیه عراق به کار برد٬ دامن زده است.

هم‌اکنون پرسش اساسی این است که دولت بوش چه باید بکند؟ آیا ایران را همانند عراق اشغال می‌کند؟

ارتش آمریکا در باتلاق عراق دست و پا می‌زند و به جز بریتانیا و ایتالیا٬ جامعه‌ی جهانی هیچ کمک نظامی به ایالات متحده نمی‌کند. بنابراین تهاجم نظامی فرا‌گیر علیه ایران نا‌محتمل است. ایران عراق نیست٬ نیروی نظامی قابل توجهی دارد. موشک‌های ضد کشتی دارد که در جزیره‌ی ابوموسی که در تنگه‌ی هرمز در ورودی خلیج فارس قرار دارد٬ مستقر شده‌اند. ایران به سادگی قادر به بستن تنگه و بستن تمام حمل و نقل‌های دریایی است که نفت خلیج را به سراسر جهان می‌برند و می‌تواند به بحران جهانی دامن زند و قیمت هر بشکه نفت را به ۱۰۰ دلار برساند.

منبع Aljazeera

برگرفته از روزنامه سرمایه٬ ۳ خرداد  ۱۳۸۵

 

 

 

 

 

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *