ایران امروز٬ در نگاه بیگانه!

ایران امروز٬ در نگاه بیگانه!

ASIAN AFFAIRS (ایشن افیرز٬ فوریه ۱۹۹۵)

برگردان: بابک پاکزاد

کیت مک لاچان از سال ۱۹۶۱ بررسی مسایل ایران را شروع کرده و نوشته‌های زیادی با امضای او منتشر شده است. او هم اکنون استاد جغرافیا و سرپرست مرکز تحقیقاتی و ژئوپلیتیکی بین‌المللی دانشگاه لندن است.

برای کشورهای صنعتی و بویژه٬ قدرت‌های سیاسی عمده در جهان٬ ایران معمای هزار و یک پیچ است. مشکلات موجود در روابط ایران با کشور‌های دیگر از تغییر و تحولات بنیادی این کشور در انقلاب ۱۹۷۹ آغاز شد٬ و با جنگ بد‌فرجام ایران و عراق و اشغال کویت و بحران خلیج فارس٬ گسترش یافت.

در سال ۱۹۹۰ ٬ با حمایت ایران از سیاست عراق٬ از طریق اتخاذ موضع عدم مداخله‌ی نیروهای خارجی در امور منطقه٬ آمریکا از سیاست خصمانه‌ی خویش پرده برداشت و رو در روی ایران قرار‌گرفت. روند رویداد‌های جاری نشان داد که رهبران ایران و ایالات متحده٬ طی قراردادی نا‌نوشته٬ به منظور حفظ منافع خود٬ از سویی به خاطر دفاع از مذهب و آرمان‌های انقلاب٬ و از سویی دیگر به خاطر امتیازات ژئواستراتژیکی٬ بر سر انزوای ایران در مجامع بین‌المللی به توافق رسیده‌اند.

جدا کردن ایران از جامعه‌ی جهانی غیر‌ضروری و خطرناک است. آمریکا٬ بریتانیا و دیگر کشور‌ها٬ از مدت‌ها پیش٬ ارزش‌های تاریخی ـ جغرافیایی ایران٬ و جایگاه این کشور در خاورمیانه و آسیای مرکزی را به رسمیت شناخته‌اند. اما٬ به نظر می‌رسد که جریانات سیاسی اخیر٬ از جمله قطع روابط دیپلماتیک ایران با آمریکا٬ تا حدودی از اهمیت ایران کاسته باشد. سیاست‌های اتخاذ شده از سوی آمریکا٬ دقیقاً در برابر آن‌چه در گذشته٬ روابط حسنه با ایران نامیده می‌شد٬ قرار دارد. آرتور.سی.میلس.پاو مشاور اقتصادی دولت ایران در سال‌های ۲۷- ۱۹۲۲ . ۴۵- ۱۹۴۳ در سال ۱۹۴۶ نوشت: آمریکا و بریتانیا٬ باید پیرامون شوروی و حامیانش٬ خط کشیده و در برابر آن‌ها٬ موضعی تدافعی اختیار کنند. ایران می‌تواند در این سو٬ آن سو٬ و یا حتی روی خط ٬ قرار داشته باشد. این٬ مهم نیست. مهم٬ این است که همواره٬ اهداف معین و مشخصی را در این کشور دنبال کنیم.

در سال ۱۹۴۷ با اوج گرفتن جنگ سرد٬ ملاحظات استراتژیکی در تعیین سیاست‌های ایالات متحده٬ اهمیت بیش‌تری پیدا کرد و به سیاست‌های آمریکا در قبال ایران شکل داد. آمریکا می‌ترسید که ایران٬ تاب تحمل فشار‌های شوروی را نداشته باشد. دولت وقت آمریکا٬ رسماً اعلام کرده بود: ایران در زنجیره‌ی کشور‌های هم‌مرز با شوروی٬ آخرین حلقه‌ی استراتژیکی مهم در خاور‌میانه را تشکیل می‌دهد. بنابراین٬ ایران نیز تحت سیطره‌ی استراتژی کنترل کمونیسم و مناطق تحت نفوذ شوروی قرار گرفت.

اهمیت استراتژیکی ایران نزد آمریکا

ایران راه ارتباطی خاور‌میانه٬ آسیای جنوبی٬ آسیای میانه٬ روسیه و ترکستان است. سررالینسون در باب اهمیت استراتژیکی ایران٬ می‌گوید: باید به خاطر داشته باشیم که از نظر جغرافیایی٬ ایران در میان هند و اروپا قرار دارد٬ و به همین دلیل٬ این کشور در آینده‌ی منطقه٬ نقش مهمی را بازی خواهد کرد. شرایط کنونی مردم ایران و به تبع آن دولت٬ به هیچ‌وجه با قلمرویی که شاه بر روی نقشه‌ی جهان اشغال کرد٬ تناسب ندارد. جیمزبیل در همین زمینه٬ می‌نویسد:ایران کشوری است با ۵۰ میلیون جمعیت و ۱۶۰۰ مایل مرز مشترک با اتحاد شوروی٬ ۱۰ در‌صد از کل ذخایر نفت جهان به این کشور تعلق دارد٬ و در دهه‌ی هفتاد٬ ایران٬ دومین کشور صادر‌کننده‌ی نفت در جهان بود. ایران٬ همچنین در ذخایر گاز٬ رتبه‌ی دوم جهان را به خود اختصاص داده است. اهمیت ژئواستراتژیکی این کشور٬ بسیار بالاست٬ ازاین‌رو٬ چگونگی روابط ایران ـ آمریکا٬ برای هر آمریکایی٬ اهمیت فراوانی دارد.

ام.اچ.لیتل نیز در تأیید سخنان هم‌قطارانش٬ می‌نویسد: بعد از جنگ جهانی دوم٬ طراحان استراتژی آمریکا٬ متقاعد شدند که ایالات متحده نباید به هیچ دشمنی٬ اجازه دهد تا کنترل راه ارتباطی اروپا٬ آسیا و ذخایر عظیم طبیعی آن را دست گیرد٬ سقوط ایران ممکن است به قیمت از دست دادن کل آسیا تمام شود.

تنها راه رفع نگرانی‌های آمریکا در منطقه٬ در دست گرفتن امور ایران بود. آمریکا٬ با اتخاذ سیاست تجدید نفوذ٬ از طرفی از نفوذ شوروی جلو‌گیری می‌کرد و از طرف دیگر با کنترل ایران٬ از آن به سود مقاصد استراتژیکی خود بهره‌برداری می کرد. این استراتژی٬ به دیگر قدرت‌ها نیز سرایت کرد؛ بریتانیا و روسیه٬ در هند و آسیای مرکزی٬ همین راه را در پیش گرفتند. هر دو دولت غربی٬ به ایران وعده می‌دادند که از تمامیت ارضی این کشور در برابر همسایه‌ی شمالی دفاع خواهند کرد واما تفاوت موقعیت استراتژیکی آمریکا با بریتانیا٬ این بود: زمانی که ایالات متحده٬ از همکاری‌های رسمی (دولت وقت) بهره برده و از زمینه‌ی مردمی و اهرم‌های لازم برای اعمال کنترل برخوردار بود٬ بریتانیا٬ آرام آرام٬ از صحنه کنار رفته٬ مردود شمرده می‌شد.

اگر در عمل٬ ایران هنوز از اهمیتی برخوردار باشد٬ سؤالی که باقی می‌ماند این است: آیا این کشور می‌تواند قدرت خود را در منطقه اعمال کرده٬ در جامعه‌ی جهانی نیز٬ نقش سیاسی مؤثری بر عهده‌گیرد؟ پاسخ این سؤال٬ به موقعیت ایران در بازار جهانی باز می‌گردد؛ صدور نفت و گاز٬ اهمیت استراتژیکی این کشور را دو چندان کرده٬ بر توان نقش‌پذیری ایران در حال و آینده‌ی جهان سیاست٬ تأثیر بسزایی خواهد داشت.

در حال حاضر٬ صنعت نفت٬ بخش اعظم بودجه‌ی مبادلات خارجی و درآمد ملی کشور را تشکیل می‌دهد. رونق بخش نفت٬ یعنی ثروت ملی خدادادیی که می‌توان آن را با کالاهای خارجی مبادله کرد٬ و یا در صورت لزوم٬ آن را به مثابه یک حربه٬ برای مداخله در امور جهانی مورد استفاده قرار داد. نفت٬ برای ایران٬ علاوه بر محاسن٬ معایبی نیز به همراه داشته است. در حال حاضر٬ اقتصاد تک محصولی وابسته به نفت٬ این کشور را برای توسعه‌ی نقش سیاسی در جهان٬ با محدودیت‌های شدیدی مواجه کرده است.

شرایط سیاسی داخلی کشور٬ با تغییر عواید به‌دست آمده از صدور نفت٬ دست‌خوش تغییر می‌شود.هم‌اکنون٬ تنها حربه‌ی مؤثر دولت برای مبارزه با تنش‌های اجتماعی٬ استفاده از عواید نفت٬ برای وارد کردن کالا‌های اساسی به منظور راضی نگه‌داشتن مردم است. ضرورت به حد اکثر رساندن مبادلات خارجی از طریق صدور نفت٬ نقش مهمی در حیات اقتصادی ـ سیاسی ایران بازی می‌کند. در حال حاضر٬ مشکل اصلی شرکت ملی نفت ایران٬ میزان ذخایر نفتی موجود است که روز به روز کاهش می‌یابد. کوتاهی در حفظ ذخایر موجود٬ و فقدان ذخایر جدید٬ قیمت نفت را٬ بالا برده و دسترسی به آن را دشوار‌تر می‌کند. از سوی دیگر٬ ایران به خاطر تخریب پالایشگاه‌ها و صنایع استخراجی در جنگ٬ توان تولید و صدور نفت را به میزان کافی ندارد.

شرکت ملی نفت٬ بارها اعلام کرده است که از مشارکت نیروی انسانی متخصص و سرمایه‌گذاری خارجی٬ و آن‌ها که می‌توانند گرهی از مشکلات بگشایند٬ استقبال می‌کند. اما٬ به نظر می‌رسد دولت آقای رفسنجانی٬ عملاً از این استراتژی حمایت نمی‌کند. استخراج نفت از ذخایر دریایی٬ در سال ۹۳ به ۳ میلیون و ۶۲۰ هزار بشکه در روز رسید٬ اما در شش ماه اول سال۹۴٬ به مقدار ۳ میلیون و ۵۷۰ هزار بشکه در روز٬ کاهش پیدا کرد. این٬ در حالی است که میزان مصرف٬ به‌سرعت بالا رفته و هر ساله پنج در‌صد به آن افزوده می‌شود. اگر این روند به زودی متوقف نشود٬ دیگر چیزی برای صادرت باقی نخواهد ماند.

ایران با صدور دومیلیون و پانصد هزار بشکه نفت در روز٬ بعد از عربستان٬ در اوپک٬ مقام دوم را به خود اختصاص داده است. افزایش مصرف داخلی٬ به‌موازات تقاضا‌های فزاینده بازار‌های جهانی از طرفی٬ و فقدان تأسیسات لازم برای افزایش استخراج و تولید نفت٬ شرکت ملی نفت ایران را با موقعیت دشواری مواجه کرده است. اگر ایران نتواند به تقاضا‌های بازار‌های جهانی پاسخ بدهد٬ آرام آرام از صحنه‌ی رقابت حذف خواهد شد.

در حال حاضر٬ بر‌خلاف ایران٬ عملیات اجرایی برای صدور نفت در کشور‌های دیگر٬ بسیار ارزان تمام می‌شود. این امر٬ نوساناتی را در بازار نفت ایران به همراه خواهد داشت. برای دولت٬ در‌آمد نفت٬ اساساً رضایت‌بخش نیست. در‌آمد نفت٬ از سال ۹۰ تا ۹۳ ٬ از ۳/۱۷ میلیارد دلار به کمتر از ۱۵ میلیارد دلار رسید. و در سال ۹۴٬ در‌آمدی معادل ۱۳ میلیارد دلار پیش‌بینی می‌شود. در حالی که٬ تنها راه٬ برای پاسخ به معضلات اقتصادی ناشی از انفجار جمعیت٬ توسعه‌ی مبادلات خارجی از طریق افزایش عواید نفت است.

شرایط اقتصادی

در حال حاضر٬ نقطه‌ی ضعف ایران٬ اقتصاد این کشور است. از سال ۱۹۷۹٬ با توجه به افزایش جمعیت٬ شاهد کاهش استاندارد‌های سطح زندگی بوده‌ایم. در شرایط کنونی٬ سوبسید مواد غذایی سالانه پنج میلیارد ارز کشور را به خود اختصاص می‌دهد. نرخ تورم٬ سالانه از ۲۵ در‌صد فراتر رفته و در سال‌های اخیر٬ معضل بی‌کاری٬ بیش از دو میلیون نفر را در کام خویش فرو برده است. خرابی جنگ و فرار مغز‌ها٬ ایجاد صنایع مدرن را با معضلات جدی مواجه کرده و میزان محصولات کشاورزی نیز به تبع میزان بارندگی٬ در نوسان است.

بی‌شک٬ کاهش سطح استاندار‌های زندگی٬ پیامد‌های سیاسی منفی بی‌شماری به همراه خواهد داشت. هم‌اکنون تعداد افراد فقیری که در شهر‌ها زندگی می‌کنند٬ رو به افزایش گذارده و میزان بدهی‌های خارجی٬ از مرز ۳۰ میلیارد دلار گذشته است. در این شرایط٬ چشم‌انداز نامطمئن در‌آمد نفت٬ مشکلات اقتصادی دولت ایران را تشدید می‌کند. اما هنوز برای دولت ایران تمام راه‌ها بسته نشده است. واگذار کردن امکانات و تأسیسات موجود به بخش خصوصی و فعال کردن سرمایه‌های بازار٬ امکاناتی هستند٬ که می‌توان به مدد آن سوبسید‌ها را کاهش داد. همچنین٬ استفاده از سرمایه و دارایی‌های سازمان‌ها و بنیاد‌های بزرگ ایران٬ مخصوصاً بنیاد مستضعفان٬ و تشویق صادرات غیر نفتی٬ از جمله راه حل‌های موجود برای خارج شدن از بحران کنونی است.

فراهم کردن رضایت خاطر سرمایه‌گذاران خارجی٬ برای ایران٬ امری حیاتی است. معمولاً سرمایه‌گذاران برای همکاری٬ خواهان تضمین سرمایه‌ی خود از سوی کشور میزبان هستند. اما٬ در بسیاری از موارد هم٬ استثنا قائل شده٬ وجود تضمین را نا‌دیده می‌گیرند. تا‌کنون٬ کشور‌های ایتالیا٬ آلمان و فرانسه٬ به خاطر وجود زمینه‌های مساعد برای همکاری‌های اقتصادی٬ از تضمین مالی صرف‌نظر کرده‌اند. هیچ بعید نیست٬ دیگران نیز٬ از قوانین مرسوم عدول کرده٬ از آنان تبعیت کنند. اما در عین حال٬ باید تأکید کرد که با توجه به مشکلات سیاسی ـ اقتصادی ایران٬ سرمایه‌گذاری در این کشور٬ کماکان یک ریسک است.

میزان مبادلات خارجی ایران از شش میلیارد دلار در سال ۹۲ ٬ به دو میلیارد دلار در سال ۹۳ ٬ کاهش یافت و تا‌کنون تغییری نکرده است. بر اساس گفته‌ی قربانعلی نجف‌آبادی٬ رئیس کمیسیون بودجه‌ی مجلس٬ میزان بدهی‌های خارجی به ۳۰ میلیارد دلار رسیده و هنوز هم٬ در حال افزایش است.

تورم نیز تبدیل به موضوع نگران‌کننده‌ای شده است. آمار‌های رسمی نشان می‌دهد٬ نرخ افزایش قیمت‌ها در برخی اقلام٬ سالیانه تا ۳۰ در‌صد هم می‌رسد. به گزارش سفارت‌خانه‌های کشور‌های خارجی در تهران٬ نرخ تورم از ۵۰ در‌صد هم گذشته است؛ که می‌توان آن را بازتابی از شرایط ایران در حال حاضر دانست.

راهی دشوار در پیش است

چشم‌انداز سیاسی – اقتصادی ایران٬ در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است. در سال ۹۴ ٬ ایران شاهد بحران خرد‌کننده‌ای بود که علت آن٬ در‌آمد نا‌کافی نفت و عدم دسترسی به مراکز مالی خارجی عنوان شد. در حال حاضر٬ از دید بانک جهانی٬ سرمایه‌گذاری در این کشور٬ یک ریسک خطرناک است.

مشکلات سیاسی ایران٬ نتیجه‌ی مستقیم وضعیت اقتصادی این کشور است. آقای هاشمی رفسنجانی٬ سعی می‌کند با استفاده از سرمایه‌های خارجی٬ و گسترش برنامه‌ی خصوصی‌سازی٬ توسعه‌ی اقتصادی را تسریع کرده٬ بر مشکلات اقتصادی کنونی فایق آید. مخالفان وی٬ ترجیح می‌هند برای مقابله با معضلات موجود٬ به منافع داخلی٬ واحد‌های صنعتی و تکنولوژی منطقی تکیه کنند.

فقدان تصمیم سیاسی برای بهره‌گیری از وام‌های خارجی٬ امکان دسترسی ایران به منابع مالی خارجی را روز به روز کمتر کرده و در نتیجه٬ بر معضل بی‌کاری و کمبود مسکن٬ دامن می‌زند. میزان در‌آمد و عایدی نفت در سال ۹۴ ـ ۹۳ بسیار کمتر از میزان اعلام شده توسط وزارت برنامه و بودجه بود. براساس گزارش بانک مرکزی٬ رقم حقیقی٬ یازده میلیارد دلار بود که در سال ۹۵ ـ ۹۴ ٬ به ده میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است. پیش‌بینی می‌شود٬ به رغم افزایش تقاضا‌ها٬ به دلیل سیستم کند تولید نفت در ایران٬ میزان صادرت٬ از ۴/۲ میلیون بشکه در روز٬ تجاوز نکند. در حال حاضر٬ بدهی‌های ایران٬ درآمد کنونی را تحت شعاع قرار داده٬ ورود سرمایه‌های خارجی و همکاری‌های آتی را زیر سؤال برده است؛ در نتیجه٬ کاهش عواید حاصله از صدور نفت و به دنبال آن٬ کاهش واردات را به همراه خواهد داشت.

در طول پنج سال گذشته٬ اقتصاد ایران٬ کانون اصلی درگیری‌های سیاسی بوده است. برنامه‌ی پنج ساله‌ی توسعه‌ی اقتصادی ایران٬ به دلیل برخورد با موانع واقعی٬ پیوسته در حال باز‌نگری است.

رئیس جمهور٬ در سخنرانی‌های اخیر خویش٬ اعلام کرد: هدف برنامه‌ی پنج ساله٬ خود‌گردانی و کاهش وابستگی است. همچنین افزود: برنامه‌ی پنج ساله٬ سه هدف عمده را تعقیب می‌کند: ۱ـ بازسازی مناطق جنگی. ۲ـ تسریع توسعه‌ی فرهنگی ـ اجتماعی. ۳ـ رفرم در نظام اقتصادی. به نظر می‌رسد هدف برنامه‌ی پنج ساله٬ تثبیت رشد اقتصادی از طریق اتخاذ یک استراتژی دفاعی است. اما٬ لازم به تذکر است که در حال حاضر٬ دستیابی به اهداف برنامه٬ به دلیل فقدان شرایط سیاسی ـ اقتصادی مناسب٬ امکان‌پذیر به نظر نمی‌رسد.

برگرفته از مجله «صفحه اول» به تاریخ مهر ماه ۱۳۷۰

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *