بابک پاکزاد سرشار از عشق و کین


تاریخ انتشار۴ شهریور ۱۳۹۷بر بلندای کوهها گریستم همایون امامی بابک عزیز ذره ذره بزرگ شدنت را درنامههای هادی و متی شاهد بودم… حالا چگونه باور کنم نبودنت را عموجان… باور نمیکنم. من مرگ هیچ عزیزی را باور نمیکنم… امروز نامت را بر بلندای کوهها گریستم و سنگی به یادت بر بلندای کوه نهادم تا همیشه…
تاریخ انتشار۱۲ دی ۱۳۹۷رفیق دوران کودکیم فرهاد اسماعیلی ۴ فوریه ۲۰۱۷ خاله و پسر خالهی بابک.
تاریخ انتشار۱۶ خرداد ۱۳۹۸۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۰ در کتاب نامههای زندان هادی جان… امروز ۱۱ اردیبهشت روز کارگر است. درست چهار سال قبل در چنین روزی تو عزیزم را از من جدا کردند.همهی دقایق آن روز دهشتناک را بهیاد دارم٬ از سحر تا شامگاه!! چه روزی بود؟!…( پس از روزها تعقیب و گریز… سحرگاه ۱۱ اردیبهشت…
تاریخ انتشار۱۰ دی ۱۳۹۷آن صدای خندهها و بحثهای سیاسی… Rosa Diyar ای وای ای وای ای وای…. :((( انگار با وجود همه چیز هنوز یه جوری تو انکار بودم تا الان. یه جایی تو ذهنم به یه چیز مبهمی پناه برده بودم که از واقعیت دور شم… این عکس چقدر وحشتناکه و باورناپذیر اما با بی…
تاریخ انتشار۱۷ بهمن ۱۴۰۲ دوستان و رفقای بابک سخن میگویند هفت سال گذشت امروز سالروز غایب شدن این گوهر تابناک است. یادش گرامی. صبوری تان پایدار هوشنگ فرصت ۱۴/۱۱/۱۴۰۲ درغمِ ما، روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد. یاد بابک پاکزاد نویسنده و مترجم گرامی باد باهره _ ف نجوای زنان بهمن 1402
تاریخ انتشار۱۴ بهمن ۱۳۹۸ در سوگ او… یاسر عزیزی حدود سه سال پیش، دو روز بعد از درگذشت «رفیق بابک پاکزاد»، این چند سطر را بهیاد و در سوگ او نوشتم. حالا چه زود آن داغ پرپهنه و ۱۴ بهمنِ بهتنشانْ از مرگ بابک، سه ساله شد. درست شبیه آن سرودهی «حسین منزوی» که: «هنوز…