به نظم نوین جهانی اشتغال خوش آمدید (بخش پایانی)
به نظم نوین جهانی اشتغال خوش آمدید
جک راسموس (بخش پایانی)
برگردان: بابک پاکزاد

بازسازی مشاغل و بازار اشتغال از سوی شرکتها در ایالات متحده٬ اشکال دیگری نیز به خود گرفته است. خارج شدن اجباری طیف وسیعی از نیروی کار بخش خصوصی از تشکلها و اتحادیههای کارگری٬ به صورتی که هم اکنون کمتر از هشت درصد نیروی کار فعال در این بخش عضو اتحادیههای کارگری هستند و همچنین از سوی دیگر٬ بالکانیزهکردن اتحادیههای صنعتی بزرگ که توان چانهزنی بر سر قراردادهای جمعی کار داشتند. هر دوی این اقدامات از نمونهی تحولاتی است که از ۱۹۸۰ به این سو به وقوع پیوسته است. یکی دیگر از تحولات کمتر شناختهشده در بازار اشتغال٬ رشد شدید مشاغل در اقتصاذ زیرزمینی است یعنی عرصهای که میلیونها تن خارج از هرگونه حساب و کتاب و ثبت فعالیتهایشان و بدون رعایت حداقل حمایتهای قانونی و استانداردهای دولتی مشغول به کارند یا به بیان دیگر توسعهی نیروی کار گمشدهای که معادل پنج میلیون نفر تخمین زده میشود و در اسناد رسمی دولتی در مورد نیروی کار بالقوه در عمل نه جزو شاغلان و نه جزو بیکاران به حساب آمدهاند و توسط اقتصاددانانی که به نظر میرسد نمیتوانند مسئولیت این که آنها کجا رفتهاند را بپذیرند٬ به عنوان «گمشده» مفتخر گشتهاند.
همچنین میتوان از جریان ورود مجدد به نیروی کار از سال ۲۰۰۱ به این سو که دارای اهمیتی مشابه است سخن گفت که طی آن میلیونها کارگر بالای ۶۵ سال نمیتوانستند با پول مستمری به بقایشان تداوم بخشند و به ناگزیر با جوانان در عرصهی سطوح شغلی و دستمزدها وارد رقابت شدند. درست نظیر صدور مشاغل به خارج از کشور٬ تمام اشکال نامبرده در زمینهی بازسازی مشاغل٬ فشارهایی در راستای پایین آوردن دستمزد و درآمد کارگران ایالات متحده وارد کرده است. توجیهگران وضع موجود در دولت و شرکتها اغلب به رشد اشتغال در بخش خدمات٬ مراقبتهای بهداشتی و دیگر خدمات شخصی به عنوان سویهی مثبت تصویر بازسازی مشاغل در ایالات متحده اشاره میکنند اما آنچه اغلب نادیده گرفته میشود این است که در درون بخش خدمات چه اتفاقی در حال رخدادن است. خردهفروشان بهنام نظیر Target Sears و دیگران تعداد کارمندان پارهوقت خود را به سرعت افزایش دادهاند. فروشگاه زنجیرهای Mervyn نیز اعلام کرد میخواهد تمام کارمندان تماموقت خود را مرخص کرده و کارمندان پارهوقت را جایگزین آنها کند. روند مشابهی نیز در زمینهی هتلداری و دیگر خدمات در حال رشد است. این روند فقط مربوط به بخش خدمات نمیشود بلکه کمپانیهای حمل و نقل نیز نیروی کار ثابت خود یعنی رانندگان دایمی را کاهش دادهاند و وسایل نقلیهی خود را به پیمانکاران مستقل اجاره میدهند. هماکنون تقریباً کل عملیات حمل و نقل در بنادر ایالات متحده توسط رانندگان پیمانکار مستقل صورت میگیرد و این روند به سرعت در حال گسترش به قلمروهای داخلی است. روزنامهها بدون توجه به چانه زنی اتحادیه٬ گزارشگران را به صورت حقالتحریر به خدمت گرفته و با پرسنل نیز قراردادهای موقت امضا میکنند. مدیران ردهمیانی از سوی کمپانیها برکنار شده و به همانها به صورت موقت در سمت «مشاور» به خدمت گرفته شدهاند. کارگران بخش تولید صنعتی نیز با همین روند مواجهند. ۳۰۰۰ کارگر بخش تولید کمپانی HP در Boiseواقع در Idaho در سال ۲۰۰۵ متوجه شدند که مدیریت HP به طور تصادفی و بدون حساب و کتاب پرسنل را به جای کارمند تحت عنوان «پیمانکار مستقل» از نو طبقهبندی کردهاند. امروز حدود ۲۵ درصد نیروی کار در بسیاری از کمپانیهای اتومبیلسازی را کارگران موقت تشکیل میدهند که این میزان در برخی کارخانهها به دوسوم نیروی کار و یا حتی بیشتر نیز افزایش پیدا کرده است. از زمانی که بزرگترین کمپانی تولید قطعات اتومبیل یعنی Delphi Corp با ۱۳۴ هزار کارگر در سطح جهان در حال بستن ۱۹ کارخانه از ۲۱ کارخانهی خود است و ۴۰ هزار شغل دیگر در ایالات متحده را در معرض تهدید قرار داده و در عوض بر میران تولیداتش در مکزیک افزوده٬ تعداد کارگران پارهوقت در صنعت اتومبیلسازی سیر صعودی به خود گرفته است. سه کمپانی بزرگ مونتاژ اتومبیل دیگر نیز برنامهای زمانبندی شده برای بستن کارخانههایشان دارند. Gm و Ford نیز به عملیات تولید مشترک شکل دادهاند و تولید اتومبیل با شراکت کمپانیهای اتومبیلسازی چینی و هندی را افزایش دادهاند. با تسریع فروپاشی صنعت اتومبیلسازی در ایالات متحده٬ دهها هزار کارگر موقت٬ دستمزدی معادل نصف آنچه روزی کارگران متشکل در اتحادیهها دریافت میکردند کسب خواهند کرد و همچنین مزایای آنها اگر اساساً مزایایی در کار باشد نیز به حداقل میرسد. این گذار از مشاغل دایمی و تماموقت به مشاغل موقت و پارهوقت٬ پدیدهای جدید نیست اما طی ۲۵ سال اخیر این روند در اقتصاد ایالات متحده تشدید شده و سرعت یافته است.
منبع:Znet
برگرفته از روزنامه سرمایه ۶ دی ۱۳۸۵