|

چرا ایران خواهان افزایش قیمت نفت است

چرا ایران خواهان افزایش قیمت نفت است

نویسنده: کریستوفر دی‌کی٬ مازیار بهاری*

برگردان: بابک پاکزاد

 اوایل ماه شاپور مندنی در خیابان جمهوری تهران٬ سرگشته و آشفته در جست‌وجوی یک تلویزیون دیجیتال صفحه تخت از این فروشگاه به آن فروشگاه می‌رفت. او حساب و کتاب کرده بود که می تواند یک تلویزیون سونی جدید با یک یخچال برای همسرش فراهم کند. تصمیم پشت تصمیم. مندنی که حسابدار وزارت کشاورزی است و از ماه گذشته حقوقش افزایش یافته و در ماه مارس نیز پاداش دریافت کرده٬ می‌گوید: «مدت‌هاست که پول زیادی به دستم نرسیده بود». او ادامه می‌دهد: «دیدن بازی فوتبال در تلویزیون‌های بزرگ حقیقتاً سرگرم‌کننده است».

امکانات و تجهیزات سرگرم‌کننده‌ی خانگی بسیار دیگری نیز برای انتخاب و خرید وجود دارد. اگر در خیابان جمهوری٬ بالا و پایین بروید٬ انبوهی از DVD player های ساخت مالزی٬ سیستم‌های صوتی ژاپنی و VCR های چینی را می‌بینید. این جا بهشتی برای مصرف‌کنندگان است.

البته آن‌چه شما در واقع به آن چشم دوخته‌اید٬ پول نفت است که به انواع کالاهایی که مردم را خوشحال یا آرام نگه می‌دارد و یا هر دو کار را می‌کند٬ بدل شده است. از زمانی که کنترل بر واردات کاهش پیدا کرده است٬ تهران حقوق‌ها را بالا برده و مقرری‌ها را افزایش داده است.

برای بدنه‌ی سیاسی ایران٬ تزریق نقدینگی نظیر یک تسکین دهنده است. با جهش عظیم در قیمت‌های جهانی نفت٬ سال گذشته٬ به تنهایی ۵۰ میلیارد دلار به درآمد کشور٬ تزریق شد. اگر هزینه‌های دولت٬ نوعی سرخوشی عمومی ایجاد کرده است٬ این امر نوعی اعتیاد را نیز با خود به همراه دارد.

برخی اقتصاددانان ایرانی از یک بیماری سخن می‌گویند.

آن‌چه قطعی است٬ این که درخواست بیمار‌گونه برای تداوم قیمت بالای نفت عامل کلیدی بحران‌هایی است که دولت به آن دامن می‌زند.

برخی عوامل٬ قیمت‌های بالای نفت را سرزنش می‌کنند اما واقعیت این است که وابستگی فزاینده‌ی ایران به درآمدها جایگاه مهمی را اشغال کرده است. بازار جهانی نفت به شدت نفس‌گیر است. هر روز٬ حدود ۸۵ میلیون بشکه مصرف می‌شود و این مقدار٬ کمابیش میزانی است که کل جهان می‌تواند استخراج آن از زمین را مدیریت کند. دیوید فایف متخصص منابع نفت آژانس بین‌المللی انرژی در پاریس می‌گوید: «ما در وضعیت تولید کامل قرار داریم» قطع تأمین نفت به هر شکل- امکان بالقوه‌ی قطع آن- کاری می‌کند که معامله‌گران از روی صندلی‌های خود بیرون بجهند و قیمت‌ها به نقطه‌ی اوج خود برسد. توفان در خلیج مکزیک٬ جنگ چریکی در نیجریه٬ مسائل سیاسی در آمریکای لاتین و جنگ عراق همه دست به دست هم دادند و قیمت‌ها را از کم‌تر از بشکه‌ای ۲۰ دلار در پایان سال ۲۰۰۱ به بشکه‌ای بیش از ۷۰ دلار در سال ۲۰۰۶ رساند.

اما به عنوان یکی از عوامل بالا برنده‌ی قیمت٬ ایران به خودی خود٬ وزنه‌ای محسوب می‌شود. این کشور٬ دومین ذخایر بزرگ نفت جهان را دارد. ایران در یک روز معمولی حدود۵/۲ میلیون بشکه نفت٬ صادر می‌کند. به برخورد و تقابلی احتمالی فکر کنید که جریان تأمین نفت را تهدید کند مثلاً تهدیدهای سازمان ملل٬ پیش‌بینی انتقام ایران و شایعات مربوط به جنگ را در نظر بگیرید. همه‌ی این‌ها در ماه‌های اخیر٬ بخشی از مسائل بین‌المللی بوده‌اند. ایران اعلام کرده است٬ به تحقیقات هسته‌ای خود ادامه خواهد داد. بنابراین تعجبی ندارد که قیمت در بازارها سر به فلک بکشد.

حال به وضعیت همسایگان ایران٬ به ویژه عربستان سعودی که وسیع‌ترین ذخایر را در جهان داراست و هم‌اکنون ۶/۹ میلیون بشکه در رور نفت استخراج می کند٬ نگاهی بیاندازیم. بخش اعظم نفت این کشور و هم‌چنین تولیدات کویت٬ بحرین٬ قطر و امارات متحده‌ی عربی از تنگه‌ی هرمز که در ساحل جنوبی ایران قرار دارد٬ عبور می کند. کافی است این تأمین کنندگان یا مسیرهای تأمین را تهدید کنید و جهش قیمتی را در بازار شاهد باشید. نمونه‌های آن را می‌توان در سخنانی نظیر سخنان مصطفی پورمحمدی وزیر کشور ایران در چند هفته‌ی پیش هنگامی که از او در مورد تهدید ایالات متحده سؤال شد٬ گفت: «ما غنی از منابع انرژی هستیم. ما کنترل یکی از اصلی‌ترین مسیرهای انرژی در جهان را در اختیار داریم. اگر آن‌ها بخواهند گزینه‌ی دیگری را در دستور کار قرار دهند٬ باید بدانند که توانایی ما کم‌تر از توانایی آن‌ها نیست.

ادعاهای تهران حساب شده است. در شورای امنیت سازمان ملل حتی یک عضو از جمله‌ی ایالات متحده بایکوت نفت ایران را پیشنهاد نکرده است.

اما این بازی در درازمدت چندان مطمئن نیست. صنعت نفت ایران سال‌ها بر اثر سوء مدیریت و تحریم‌های ایالات متحده وضعیت آشفته و تأسف‌آوری دارد. ایران تا سال گذشته قادر نبود سهمیه‌اش در اوپک را پوشش دهد و پالایشگاه‌های آن در وضعیتی قرار دارد که مجبور است تقریباً نیمی از بنزین مورد مصرفش را وارد کند. به جای سرمایه‌گذاری مجدد درآمدهای نفتی در امر افزایش ظرفیت تولید٬ دولت ایران ترجیح می دهد آن را با تخصیص یارانه‌های کلان در عرصه‌ی عمومی خرج کند. در یکی از پمپ بنزین‌های شهر تهران واقع در خیابان پاکستان٬ فرید اسحاقی که یک مشتری است حدود نیم لیتر بنزین را به هنگام پرکردن باک بر زمین ریخت٬ او می‌گوید: «وقتی نفت زیادی در کشورمان داریم چرا باید نگران هدر رفتن بنزین باشیم.»

سعید لیلاژ٬ اقتصاددان می‌گوید: «با سیل پولی که به ایران روان است پرداخت‌های ارزی کشور از ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۷ امسال به ۵۰ میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است.»

کنترل کافی در مورد مسأله‌‌ی فساد صورت نمی‌گیرد٬ حساب‌رسان دولتی تنها برای نظارت و بررسی معاملات بیش از ۱۰ میلیون دلار به کار گرفته می‌شدند اما اکنون حداقل معاملات برای نظارت ۵۰ میلیون دلار در نظر گرفته می‌شود. با افزایش واردات خارجی تولید داخلی افول کرده است.

افول قیمت نفت می‌تواند به سرعت حالت فرصت بودن خود را از دست دهد٬ لیلاژ معتقد است: «اگر قیمت نفت به بشکه‌ای کم‌تر از ۴۰ دلار کاهش یابد منجر به آشفتگی در اقتصاد ایران خواهد شد. اما هم‌اکنون می‌توان با سخن گفتن به آسانی قیمت‌ها را بالا برد.» شهریار مندنی نیز خوشحال است و از رئیس جمهور ایران برای پولی که با آن در نهایت تصمیم گرفته برای همسرش یک یخچال جدید بخرد٬ متشکر است. مندنی می‌گوید: «باید بگویم حقیقت این است من به آقای احمدی‌نژاد رأی ندادم٬ اما به نظر می‌رسد که او نخستین رئیس جمهوری است که به فکر رفاه مردم است.»

*منبع:  News week  / مه ۲۰۰۶

برگرفته از: روزنامه سرمایه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *