یادداشتی بر مانیفست
یادداشتی بر مانیفست
هری مگ داف
بابک پاکزاد

شاید صفحهای از مانیفست کمونیست که این روزها اغلب از آن صحبت میشود بیانگر و توصیف کنندهی گسترش جهانی سرمایهداری باشد:
«تمام صنایع دیرپای ملی از بین رفته و با صنایع جدید از صحنه خارج میشوند. صنایع جدیدی که برای تمام ملل به مسألهی مرگ و زندگی بدل خواهد شد. دیگر مواد خام داخلی کفاف این صنایع را نمیکند بلکه باید مواد خام را از مناطق بسیار دور وارد کرد. صنایعی که محصولاتشان نه تنها در داخل کشور بلکه در سراسر جهان به مصرف خواهد رسید. به جای خواستهای قدیمی که محصولات داخلی به آن پاسخ میگفت٬ خواستهای تازهای سر برمیآورند که محصولات سرزمینهای دور دست به آنها پاسخ میدهد. ما وابستگی متقابل ملل را در سراسر جهان پیش روی داریم٬ تمام ملتها برای گریز از انقراض٬ ناگزیر از تطبیق خود با شیوهی تولید بورژوازی هستند که آنها را مجبور میکند آن چه را تمدن نامیده میشود به کشور خود معرفی کنند و به عنوان مثال خود به بورژوازی بدل شوند. کوتاه سخن٬ شیوهی تولید بورژوایی در پس تصویر خویش دنیایی را خلق میکند.»
مطمئناً تاریخ نیم قرن گذشته بیش از پیش به اثبات رسانده است که فرآیند توصیف شده در ۱۵۰ سال پیش هنوز هم به روند خویش ادامه میدهد. با این حال برای تکمیل توصیف فوق باید نکتهای به آن افزود که متأسفانه به هنگام نقل قول از مانیفست نادیده انگاشته شده است. سرمایهداری در عین حال که با انباشت و گسترش جغرافیایی به حیات خویش ادامه میدهد٬ به نابرابریهای گسترده میان مردم در سراسر جهان دامن میزند. حتا اگر در اقتصاد هیچ چیزی از قواعد سفت و سخت ریاضی تبعیت نکند٬ فرآیندهای قابل توجهی وجود دارند که محصول منطق درونی سرمایهداریاند. یک مثال برجسته از چنین فرآیندهایی را میتوان در فاصلهی هر چه بیشتر و شکاف عمیقی یافت که بین ملل ثروتمند و تمام جهان وجود دارد. تسریع روند جهانی شدن در عصر ما نشاندهندهی این قطبی شدن جهان به شکلی نامطمئن و خطرناک است.
بررسی میزان تقسیم درآمدها در جهان از ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۰ که در نمودار زیر به اختصار آمده است٬ نشان میدهد که هماکنون ٪۲۰ از جمعیت جهان به تنهایی از ٪۸۳ خدمات و امکانات کل جهان برخوردار بوده و این در حالی است که سهم٪۲۰ از فقیرترین قشر جمعیت در جهان تنها ۴/۱ ٪ است. حال میتوان به تفاوت فاحش درآمدها میان ثروتمندترینها و بقیهی جهان٬ نظری دیگر انداخت. سهم درآمد جهانی در هر یک از چهار گروه از کشورهایی که از پایینترین درآمد برخوردارند به شکلی مداوم از ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۰ کاهش یلفته است. از طرف دیگر سهم ٪۲۰ ثروتمندترین به صورت مداوم از حدود ۷۰ به ۸۳ درصد رسیده و تمام اینها در دورهای به وقوع پیوسته است که در بیشتر مواقع کشورهای ثروتمند در مرحلهی رکود به سر برده و بیش از هر زمان دیگر سرمایه از کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر سرازیر شده. البته برای رشد صنایع جدید٬ رشد امور مالی و دیگر خدمات.
بنابراین در پایان قرن بسط و گسترش سرمایهداری٬ وضعیت به این ترتیب است: ٪۶۰ از جمعیت جهان فقط از ۳/۵ ٪ از درآمد و امکانات جهان برخوردارند و این در حالی است که بیش از ٪۸۳ از آنِ ٪۲۰ از ثروتمندترینهاست.
در ارتباط با همین موضوع جملهی دیگری به تکرار از مانیفست نقل میشود «بورژوازی در حلول حیات خویش که به دشواری به صد سال میرسد بیش از مجموع تمام اعصار و نسلهای پیشین نیروی تولیدی خلق کرده است.» این نکته نیز درست همان طور که در مانیفست قید شده بود امروز پس از ۱۵۰ سال حتا با ضرورتی بیشترمطرح است. امروز دوباره نیاز داریم چگونگی تقسیم نیروهای تولیدی را از منطقهای به منطقهی دیگر دریابیم. از یک سو معجزهی الکترونیک و از سوی دیگر بنا به آخرین گزارش سازمان ملل پیرامون توسعه٬ بیش از یک میلیارد نفر هنوز امکان دسترسی به آب سالم را ندارند. باید اذعان کرد که فهرست نیروهای تولیدی و نیروهای وابسته به آن برای رفع احتیاجات ٪۸۰ از جمعیت جهان بسیار طویل و غمانگیز است.
این روزها در مجامع رادیکال از لزوم یک نگرش سوسیالیستی٬ بسیار صحبت میشود. اغلب این نگرش به شدت تحت تأثیر دستاوردهای مادی کشورهای ثروتمند سرمایهداری و سطح زندگی قشرهای برخوردار قرار میگیرد. با این حال با نگاهی به شیوهای که سرمایهداری در سراسر جهان گسترده شده است و به همان نسبت در بیشتر ملل ثروتمند٬ ضروریست که نگاه سوسیالیسم برآن تحول اجتماعی متمرکز شود که توانبخشی و رفع نیازهای ابتدایی فقیرترین٬ ناتوانترین و در کل استثمار شدگان را در اولویت نخست برنامههای خود قرار دهد.
سهم درآمد جهانی از ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۰
سهم از کل درآمد جهانی به درصد
۱۹۹۰ ۱۹۸۰ ۱۹۷۰ ۱۹۶۵ جمعیت
۴/۱ ۷/۱ ۲/۲ ۳/۲ فقیرترین ٪۲۰
۸/۱ ۲/۲ ۸/۲ ۹/۲ دوم ٪۲۰
۱/۲ ۵/۳ ۹/۳ ۲/۴ سوم ٪۲۰
۳/۱۱ ۳/۱۸ ۳/۲۱ ۲/۲۱ چهارم ٪۲۰
۴/۸۳ ۴/۷۵ ۰/۷۰ ۵/۶۹ ثروتمندترین ٪۲۰
منبع: مجله آدینه شهریور ۱۳۷۷
