بازیگران کلیدی اقتصاد زیر زمینی ایران (۲)

بازیگران کلیدی اقتصاد زیر زمینی ایران (۲)

جهانگیر آموزگار

برگردان: بابک پاکزاد

سرمایه: بابک پاکزاد: جهانگیر آموزگار در ادامهٔ تحلیل خود دربارهٔ دلایل اقتصاد سیاه و زیر زمینی ایران به عوامل مؤثر بر ایجاد این نوع اقتصاد در ایران اشاره دارد.

بازیگران کلیدی

اقتصاد زیرزمینی ایران به صحنهٔ بسیار بزرگی شبهات دارد که نه تنها بازیگران بلکه همچنین تماشاچیان نیز همه – قانونی یا غیر قانونی – بخشی از نمایش محسوب می‌شوند. از بازیگران اصلی و کسانی که عملیات را به پیش می‌برند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: شرکت‌های خصمصی راه‌اندازی شده از سوی قدرت‌مندان که در‌گیر فعالیت‌های پول‌ساز هستند٬ بنیادهای خیریه‌ی نیمه دولتی بزرگ و چند صد واحد فرادولتی برخی موقوفات خصوصی قدیمی٬ شبکه‌ی وسیع بازاریان اعتباری غیر شفاف در بخش بازار٬ چندین هزار بانک‌های غیر بانک٬ صندوق‌های قرض‌الحسنه و مؤسسه‌های اعتباری غیر انتفاعی.

از حامیان نیز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: تجار منفردی که از قوانین تجارت خارجی فرار کرده و ارزش حقیقی تجارت خارجی خود را پنهان می‌کنند٬ کسانی که در منطقه‌ی آزاد تجاری مستقر و مشغول به کارند٬ مسافرانی که خرید خارجی بیش از میزان تعیین شده انجام می‌دهند٬ مصرف کنندگانی که کوپن سهمیه‌ی خود را در بازار سیاه می‌فروشند٬ سرمایه‌گذاران خُرد که در معاملات ارز و طلا در‌گیرند٬ کارفرمایانی که با قوانین کار از طریق اخراج کارگران به منظور احتراز از پرداخت بیمه‌ی تأمین اجتماعی و مالیات بی‌کاری مقابله می‌کنند٬ فروشندگانی که داروهایی که قیمت آن‌ها تحت کنترل است را به خریدارن سرگشته با قیمت بالا می‌فروشند٬ معامله‌گران خُرد که سرمایه‌شان را در راستای سود کوتاه مدت روی مواردی چون اتومبیل٬ موبایل٬ تلفن٬ کامپیوتر٬ مسکن و … سرمایه‌گذاری می‌کنند و افرادی که کارشان تسهیل معاملات شهروندان با نهادهای دولتی است.

و از بازیگران تحتانی نیز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: اعضای خانواده که فعالیت‌های گوناگون نظیر پخت و پز٬ شست‌وشو٬ نظافت٬ نگهداری از کودکانن و کاهای دیگر را بدون دستمزد انجام می‌دهند٬ کسب و کارهای کوچک چون برنامه‌نویسان کامپیوتر٬ مشاوران و بازار‌یابان الکترونیک٬ خدمات دهندگان ماهر نظیر پزشکان٬ مهندسان٬ آرشیتکت‌ها و حسابداران و کارگران تمام وقت که برای تأمین معاش کار دوم و سوم هم دارند.

ریشه‌ها و دلایل

علاوه بر دلایل مشابه و جهانی برای وجود اقتصاد زیر‌زمینی٬ در مورد اقتصاد ایران حداقل هفت عامل اضافی دیگر وجود دارد. تاریخ٬ سنت٬ حمایت دولت از فعالیت‌های غیرشفاف٬ جهت‌گیری غلط سیاست‌های اقتصادی٬ محدودیت‌های اجتماعی ـ فرهنگی تحمیلی بر زندگی روزمره٬ تبعیض جنسی و حاکمیت ضعیف٬ هفت ستونی هستند که می‌توان از آن‌ها نام برد.

تاریخ پدرسالارانه‌ی غیر دموکراتیک ایران دلیل نخست است. قرن‌ها دیوار کهنه‌ی بی‌اعتمادی میان حاکمیت و حکومت شوندگان به آن جا منتهی شد که شهروندان٬ هویت و فعالیت‌شان را تا جای ممکن از نظر دولت مخفی کنند. از ابتدای تاریخ ایران٬ شاهان٬ حریص٬ آزمند٬ ضعیف‌کش و استثمار‌گر در نظر گرفته می‌شدند و همین امر دلایل لازم برای مخفی کردن در‌آمدها و اموال از دست مقامات غیر قابل اعتماد را فراهم می‌کرد.همچنین مالیاتی که توسط اعراب که بر امپراتوری ایران پیروز شده بودند٬ دریافت می‌شد پدیده‌ای ناخوشایند تلقی شد. بنابراین گریز از آن٬ حتی اگر دیگر منطق اولیه‌ی آن وجود نداشته باشدو مالیات‌ها هم‌اکنون برای استفاده در بخش خدمات عمومی دریافت شود٬ به اقدامی توجیه‌ناپذیر تبدیل شد. سنت٬ دومین پیش‌زمینه برای پنهان کردن فعالیت‌های اقتصادی و گریز از مالیات است. قوانین ایران به روشنی تداوم اقتصاد غیر رسمی را اجازه می‌دهد و حتی تشویق می‌کند. مسلمانان مخلص در میان بازاریان و دیگر طبقات سنتی٬ معاملات تجاری و عدم پرداخت مالیات به دولت را با استناد به پرداخت سهم خمس و زکات به صورت مستقیم به مراجع مذهبی توجیه می‌کنند. به وضوح٬ پرداخت‌های سنگین از سوی تجار ثروتمند به روحانیون برجسته یا اماکن مقدس مذهبی در مشهد٬ قم٬ شیراز٬ ری و مراکز دیگر صورت می‌گیرد. حتی اگر این پرداخت‌ها ثبت شده و توسط دریافت کنندگان و پرداخت کنندگان در معرض دید عموم قرار گیرد٬ نوعی صندوق را تحت اختیار علما قرار می‌دهد تا بدون هیچ‌گونه کنترل و نظارت دولتی آن را در مسیر آموزش دینی٬ امور خیریه و دیگر مقاصد مذهبی که منسب تشخیص می‌دهند٬ هزینه کنند. همچنین احکام اسلامی علیه ربا و محدودیت‌های بانک‌های ملی شده در ارتباط با میزان بهره‌ی پرداختی٬ به یک بازار اعتباری فراقانونی و غیر رسمی در بازار که کاملاً از مالیات و محاسبه در تولید ناخالص داخلی می‌گریزد٬ اجازه‌ی رشد داده است. ساختار دولت با طبیعت ویژه‌ی خود٬ دلیل سوم خلق و رشد فعالیت‌های اقتصادی تثبیت نشده است. وزارت‌خانه‌هایی چون نفت٬ انرژی٬ صنعت٬ تجارت٬ دارایی و دیگران٬ خود دارای صدها شرکت خصوصی هستند. همه با این دلیل که در وظایف مشخصی به کمک مادر بشتابند٬ اما در حقیقت اغلب به منظور فرار از ردیف بودجه و محاسبات قانونی و برای مثال محدود شدن حقوق٬ پاداش و دیگر مزایاست. تراز برخی از این یارانه‌ها به طور کامل منتشر نمی‌شود. فروش دلار‌های نفتی بانک مرکزی ایران٬ در مواردی نتیجه‌ی فرار سرمایه بدون گذاشتناثری مشخص در آمار تراز پرداختی است. برخی جبران زحمات در قالب دادن خانه‌ی مجانی٬ اتومبیل‌های اداری٬ حساب‌های پُر پول و دیگر سرمایه‌های در دسترس مقامات نیز خارج از بودجه و حساب و کتاب قرار دارند.ایجاد سریع نهادهای موازی دولت و نهادهای خیریه‌ی نیمه عمومی به منظور رقابت و تحت‌الشعاع قرار دادن نهادهایی که از رژیم گذشته مانده بود٬ برای انقلابیون قدیمی امکانی ایجاد کرد که وارد فعالیت‌های اقتصادی شوند. روابط نزدیک میان شماری از دولت‌مردان با برخی بازاریان منجر به تولد و رشد انحصارات خصوصی شد و این انحصارات در تولید٬ تجارت خارجی و توزیع داخلی٬ همه و همه منشأ ثروت‌های ثبت نشده‌ای شد که اقتصاددانان  آن را «رانت اقتصادی» نامیدند.

برگرفته از روزنامه سرمایه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

 

 

 

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *