به نظم نوین جهانی اشتغال خوش آمدید (بخش اول)
به نظم نوین جهانی اشتغال خوش آمدید (بخش اول)
جکراسموس
برگردان: بابک پاکزاد

اکتبر گذشته٬ والمارت٬ بزرگترین کارفرمای ایالات متحده که درآمدش بیش از ۳۱۰ میلیارد دلار در سال دارد٬ اعلام کرد قصد دارد تعداد کارگران پاره وقت را دوبرابر کند – یعنی تعداد آنان را از ۲۰ درصد کل نیروی کار به ۴۰ درصد افزایش دهد – و همزمان چندین هزار شغل تمام وقت را کاهش دهد. اگر کل کارگران والمارت در ایالات متحده ۳/۱ میلیون نفر باشند. این اقدام در معنای آن است که ۲۶۰ هزار نفر دیگر از کارگران والمارت٬ به سختی معادل نیمی از درآمد کارگران تمام وقت را دریافت خواهند کرد. خدمات بهداشتی و پزشکی و دیگر مزایایی که این ۲۶۰ هزار نفر به عنوان کارگر تمام وقت از آن برخوردار میشدند کاهش یافته یا اساساً حذف خواهد شد. با دو برابر کردن نیروی کار پاره وقت و رساندن سهم آنان از نیروی کار به ۴۰ درصد که مشتمل بر ۵۲۰۰۰۰ کارگر پاره وقت است تخمین زده میشود که والمارت ۴۲/۳ میلیارد دلار در سال صرفهجویی کند.
همچنین والمارت در ماه اکتبر «محدودیتهایی» بر دستمزدها اعمال کرد که هزاران تن دیگر از کارگران را تحت تأثیر قرار خواهد داد. علاوه بر این٬ هم کارگران پاره وقت٬ هم کارگران تمام وقت ناگزیرند از یک برنامهی کاری نامنظم تبعیت کرده و در شبها و تعطیلات آخر هفته در دسترس (on call) باشند و تغییر شیفت کاری نیز حداکثر ۲۴ ساعت قبل به اطلاع آنان میرسد.
درست نظیر شیوهی صورت برداری (just in time) که در سالهای اخیر توسط بخش اعظم صنایع به کار گرفته شد٬ کارگران والمارت به منظور پاسخ به افزایش روز بهروز تقاضا برای فروش٬ در دقیقهی آخر توسط مدیران از قفسه بیرون کشیده میشوند و در عمل به یک نیروی کار (just in time) شکل دادهاند.
اشتغال به سبک (just in time ) بی شک به والمارت اجازه خواهد داد تا میزان کل اشتغالاش در کوتاه مدت را به شکل قابل توجهی کاهش دهد و علاوه بر ۴۲/۳ میلیارد دلار نامبرده٬ سالانه میلیونها دلار دیگر نیز صرفهجویی کند. کارگرانی که بر اثر بیماری بر سرکار حاضر نمیشوند مشمول قاعدهی جدید کمپانی مبنی بر کاهش حقوق به خاطر عدم حضور در ارتباط با مسایل مربوط به سلامتی میشوند این تغییرات با هدف اعمال فشار بیشتر برای بیرون راندن کارگران تمام وقت طراحی شده است.
اقدامات تلفیقی و ترکیبی فوق توسط کمپانی والمارت٬ افزایش قابل توجه در درآمد را نتیجه خواهد داد. درآمدی که مستقیماً از محل کارگران به دست آمده است٬ کارگرانی که تحتانیترین بخش کمپانی در اظهار نامهی سود و ضرر سالانه به حساب میآیند. تغییرات اعلام شده به سادگی میتواند طی یک سال پنج میلیارد دلار به سود کمپانی صرفهجویی کرده و به ضرر درآمد کارگران عمل کند. بیدلیل نیست که قیمت سهام والمارت به دنبال اعلام این تغییرات که در راستای صرفهجویی در هزینههاست٬ ۱۰ درصد افزایش پیدا کرد.
با این حال٬ نکته این جاست که والمارت فقط یکی از چند الگوی معاصر در شرکتهای آمریکاست که به شکل رادیکالی اقدام به بازسازی کلی ترکیب مشاغل کرده است. بازسازی رادیکالی که میتوان آن را «نظم نوین جهانی اشتغال» در ایالات متحده نامید.
فروپاشی بنیانهای تولید صنعتی
از دههی ۸۰ بازسازی شرکتی مشاغل و بازار مشاغل در ایالات متحده٬ اشکال گوناگون به خود گرفته است. اگر موضوع را از زاویهی تأثیر آن بر کارگران و درآمدشان در نظر بگیریم٬ در رأس فهرست باید به فروپاشی بنیان تولید صنعتی و صدور هشت میلیون شغل به خارج از کشور اشاره کرد.
این روند در دههی ۸۰ از صنایع تولیدی ابتدایی آغاز شد و در اواسط دههی ۹۰ به صنایع فنی- تکنیکی گسترش یافت و در سالهای اخیر دیگر بخشهای عمدهی اقتصاد نظیر خدمات حرفهای و عملیات پشتیبانی تجاری را نیز دربرگرفت.هر سه بخش تولید٬ تکنولوژی و خدمات تجاری کماکان تعداد قابل توجهی از مشاغل را به آن سوی آبها صادر میکنند.
فروپاشی بنیان تولید صنعتی ایالات متحده به ویژه طی سه سال گذشته با صدور بیوقفه حداقل ۲۰۰ هزار شغل به چین٬ هند و مکزیک در عرصهی صنعت اتومبیل سازی٬ وارد مرحلهی جدیدی شد چنانکه کمپانیهای تولید قطعات اتومبیل و مونتاژ٬ کارخانههای خود را در ایالات متحده تعطیل کردند.
صدور مشاغل در سالهای اخیر به خدمات شخصی نظیر مراقبتهای بهداشتی٬ یعنی بخشی از صنعت خدمات که کاملاً ایمن و برحذر از روند مذکور در نظر گرفته میشد نیز تسری یافته است. برای مثال متخصصان مراقبتهای بهداشتی در Kaiser واقع در ساحل غربی hmo اخیراً افشا کردهاند که تلاشهایی از سوی کلینیکهای سنگاپور که به شدت از دولت یارانه دریافت میکنند٬ صورت گرفته تا کمپانیهای بیمهی آمریکایی را ترغیب کنند بیماران را برای انجام عمل جراحی by-pass (قلب) به آنجا بفرستند تا هزینهی آنها به یکسوم کاهش یابد. کلینیکهای خارجی حتی در مظان اتهاماند که بلیط هواپیما و هزینههای سفر بیماران را تقبل میکنند. کمپانیهای بیمهی ایالات متحده شروع به فرستادن بیماران به هند کردهاند یعنی جایی که هزینههای بیمارستان معادل ۸۰ درصد هزینهها در ایالات متحده است.
شکل دیگر بازسازی هدایت شدهی مشاغل از سوی شرکتها٬ وارد کردن میلیونها کارگر ماهر و حرفهای به کشور طی دههی گذشته بوده است که از تبعات گسترش برنامهی ویزای H-1B دولت ایالات متحده بوده است. در مورد ویزاهای H-1B باید گفت که مشاغل٬ دیگر به صورت فیزیکی صادر نمیشود بلکه به متخصصان خارجی که به ایالات متحده آورده شدهاند٬ سپرده میشوند.
ما دربارهی کارگران غیرماهری که ویزای S-1 دریافت کرده و کارهایی با دستمزد پایین و مشاغلی نیازمند کار دستی و فعالیتهای سخت بدنی را در عرصهی کشاورزی٬ ساختوساز و خدمات شخصی برعهده میگیرند٬ سخن نمیگوییم. مشاغل H-1B مشاغل حرفهای- تکنیکی است که نوعاً برای آنها ۷۰ هزار دلار یا حتی بیشتر در سال پرداخت میشود. این اقدام منجر به اخراج کارگران ماهر و تحصیلکردهی آمریکایی از سال ۲۰۰۰ به این سو شده و همچنان شرایط بازار کار را برای فارغالتحصیلان کالج در رشتههای برق٬ کامپیوتر٬ مهندسی سختافزار و نرم افزار و رشتههای مرتبط سخت کرده است.
این برنامه که در اواسط دههی ۹۰ آغاز شد٬ طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ که با دورهی رکود ریاست جمهوری بوش طی سالهای ۲۰۰۳-۲۰۰۱ همپوشی داشت ۵۰۰ هزار ویزای H-1B صادر کرد. طی همان دوره٬ در صنایع ارتباطات و مخبرات در آمریکا یک میلیون شغل از دست رفت در حالی که حدود ۵۰۰ هزار شغل جدید ایجاد شد که چیزی معادل کل دارندگان ویزای H-1B بود که به کشور آمده بودند. جای تعجب نیست که عوامل شرکتها خواستار دو برابر کردن میزان صدور ویزای H-1B در قانون مهاجرت جدید و همچنین خواستار تسری این برنامه به حوزههای جدید هستند.
منبع:Znet
برگرفته از روزنامه سرمایه ۵ دی ۱۳۸۵