تب و تاب در بازارهای سهام

تب و تاب در بازارهای سهام

مایکل رابرت

برگردان: بابک پاکزاد

  چندی قبل٬ بازارهای سهام جهان به شدت سقوط کردند. همه‌ی ماجراها از چین شروع شد. دولت پکن اظهار کرد سفته‌بازی در بازار سهام شانگهای از کنترل خارج شده و دولت ممکن است نا‌گزیر شود بر سود سرمایه مالیات ویژه‌ای وضع کند. همین اظهار نظر منجر به سقوط ۱۰ درصدی قیمت‌ها شد که بالاترین سقوط روزانه‌ی ارزش سهام طی ده‌سال گذشته بود.

چنین اظهار نظری از سوی دولت چین یک تناقض گویی است. شش ماه پیش آن‌ها گشایش بازار سهام به روی سفته‌بازان٬ کاهش محدودیت‌ها و فروس بزرگ سهام کمپانی‌های دولتی را اعلام کرده بودند. طی گذشت شش ماه بازار سهام جهشی ۱۰۰ درصدی پیدا کرد. حال به دنبال دستاوردها نوبت دردسرها و نابسامانی‌ها رسیده است. این امر همچنان نشان می‌دهد که چگونه رو کردن به سرمایه داری از سوی رهبران «حزب کمونیست»٬ اقتصاد چین را در معرض چرخه‌ی بی‌ثباتی و ناپایداری سرمایه‌داری قرار داده است.

اما سقوط بازار سهام فقط چین را تحت تأثیر قرار نداد بلکه خیلی زود بازارهای سهام ژاپن٬ اروپا و ایالات متحده را نیز در برگرفت. البته کاهش چندان زیاد نبود اما پس از افزایش مداوم ارزش سهام این بازارها از تابستان گذشته تاکنون٬ اتفاقی قابل توجه به شمار می‌رود.

این که یک سکسکه در چین بازارهای سهام جهان را درمی‌نوردد نشان می‌دهد سرمایه‌داری جهانی‌شده و به‌ویژه بخش مالی آن چگونه عمل می‌کند. حقیقتاً نظریه‌ی آشفتگی٬ در تحلیل آنارشی جهان سرمایه‌داری به کار می‌آید: وقتی پروانه‌ای در پکن بال می‌زند برف‌ها در نیویورک فرو می‌ریزند.

این مشکل با دو حادثه‌ی دیگر پیچیده‌تر شد. داده‌های اقتصادی ایالات متحده انتشار یافت. بر اساس این داده‌ها اقتصاد ایالات متحده ممکن است سریع‌تر از آن‌چه بازارها پیش‌بینی می‌کردند دچار رکود شود. بر اساس این داده‌ها٬ رشد تولید ناخالص داخلی واقعی در ایالات متحده طی آخرین فصل از سال ۲۰۰۶ به جای ۵/۳ درصد که قبلاً تخمین زده شده بود تنها دو درصد بوده است.

همچنین آلن گرینسپن٬ رئیس پیشین بانک مرکزی ایالات متحده٬ طی یک سخنرانی ویدیویی برای سرمایه‌گذاران در هنگ‌کنگ٬ رکود اقتصادی در ایالات متحده طی سال ۲۰۰۷ را محتمل دانست.

تمام این وقایع کافی بود تا سرمایه‌گذاران برای فروش سهام خود هجوم آورند. دیروز بازار سهام ایالات متحده با ثبات و پایدار به نظر می‌رسید٬ اما امروز سقوط در چین٬ ژاپن٬ اروپا و ایالات متحده ادامه دارد. این روند تا کجا تداوم پیدا می‌کند؟ بستگی به این دارد که چگونه دلیل سقوط ارزش سهام را تحلیل کنید؟ خوش‌بینان مدافع نظام سرمایه‌داری این طور بحث می‌کنند که هیچ اشکالی در اساس بنیادهای رشد سرمایه‌داری وجود ندارد: میزان اشتغال خوب و مناسب است٬ سودها مطلوبند٬ نرخ‌های بهره در پایین‌ترین حد قرار دارد و تورم نیز تحت کنترل است. بنابراین سقوط کنونی بازار سهام فقط یک «اصلاح» در مسیر درست به شمار می‌رود که به زودی پایان خواهد یافت و بازار دوباره سیر صعودی را شروع خواهد کرد- همان‌طور که پس از «اصلاح» در تابستان گذشته دوباره دوره‌ی رونق آغاز شد.

این دیدگاه غالب اکثریت و رئیس کنونی خزلنه‌داری آمریکا و جانشین گرینسپن٬ بن برنانک است. دیروز٬ بن برنانک با سختی تمام به سناتورها گفت اوضاع رو به‌راه است. بنا به گفته‌ی او بازار ایالات متحده پایدار و با ثبات است.

با این حال٬ برخی این طور بحث می‌کنند که بازارهای مالی ایالات متحده به دلیل اعتبار «بیش از اندازه» در اقتصاد٬ بیش از ارزش واقعی خویش قیمت‌گذاری شده‌اند. حجم عظیمی از پول جهت خرید کمپانی‌ها از طریق آن‌چه معامله «دارایی خصوصی» نامیده می‌شد در راستای دادن وام برای خرید دارایی‌ها و سهام صرف شد. پول به سمت سرمایه‌گذاری‌های تولیدی نمی‌رود و در عمل نیز سرمایه‌گذاری در کارخانه‌ها و ماشین‌آلات جدید٬ در ایالات متحده رشد نکرده است و به همین دلیل دچار رکود است.

چنین سرمایه‌گذاری‌های غیر مولدی است که موتور بزرگ تولید آسیا به‌ویژه چین را می‌تواند دچار رکود کرده بنابراین تورم را بالا برده٬ رشد جهان را کاهش می‌دهد و می‌تواند به آسانی منجر به فروپاشی در قیمت‌های سهام شده و جهان را به سوی رکود سوق می‌دهد.

دیدگاه من کمی متفاوت است. کلید درک سلامت سرمایه‌داری٬ سود‌آوری است. سود ایالات متحده و سود جهانی از رکود سال ۲۰۰۱ به بعد سیر صعودی داشت. با این حال٬ بخش اعظم این سود واقعی نبود (آن‌ها در حقیقت سود سرمایه‌های مالی بود که از بخش‌های تولیدی اقتصاد بیرون کشیده شده بودند.) علاوه بر این٬ اگر چه سود‌آوری طی پنج سال گذشته افزایش یافته و منجر به افزایش قیمت سهام شده اما هنوز به سطح ۱۹۹۷ نرسیده است.

مهم‌تر از همه این که٬ سود‌آوری از این به بعد رو به کاهش می‌گذارد. در مقایسه با رشد فروش٬ رشد تولید ایالات متحده کاهش پیدا کرده و هزینه‌های تولید افزایش یافته است. فروش نیز با رکود بازار مسکن در ایالات متحده کاهش خواهد یافت. همچنین٬ وقتی خزانه‌داری فدرال نرخ‌های بهره را افزایش داده ٬ هزینه‌ی وام‌ها و قرض‌ها نیز افزایش پیدا می‌کند.

طی چند سال آتی کاهش سودها به شکل مداومی رشد خواهد کرد و همین امر اشتیاق به بازار سهام را کاهش خواهد داد. حتی سود به حدی سقوط خواهد کرد که منجر به رکود اقتصادی و سقوط پایدار در بازار سهام خواهد شد.

سقوط جاری بازار سهام احتمالاً به رکود اقتصادی بلافاصله ختم نخواهد شد. اما آن نشانه‌ای است از اضمحلال سلامت سرمایه‌داری جهانی که طی سال‌های آتی به‌وقوع خواهد پیوست.

منبع:In Defence of Marxism

برگرفته از روزنامه سرمایه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *