راز کامیابی نویسندگان «راز کامیابی»!

راز کامیابی نویسندگان «راز کامیابی»!

بابک پاکزاد

 

اگر روزی از روی کنجکاوی به یکی از جزوه‌های کتابشناسی بنگاه‌های انتشاراتی نگاهی بیندازید٬  در زیر عنوان فرا‌روان‌شناسی و روان‌شناسی کار‌بردی (عامه‌پسند) با لیست طویلی از عناوینی چون «چه‌گونه زیبا سخن بگوییم»٬ «خستگی جنسی»٬ «زندگی شاد»٬ «آیین دوست‌یابی»٬ «زندگی با عشق چه زیباست»٬ «رمز موفقیت در ازدواج»٬ «بی میلی جنسی در بانوان»٬ «چه‌گونه قدبلند شویم»٬ «ارتباط با ارواح»٬ «مدی تیشن» و غیره مواجه می‌شوید (۱). این نوشتار با این مقوله‌ها که آیا می‌توان از روی کتاب شادی کرد یا با کسی دوست شد؟ یا این که اساساً می‌توان مقوله‌ی عشق را با زندگی کنونی پیوند داد؟ و یا این که می‌توان با ارواح ارتباط علمی داشت؟ و پرسش‌های دیگری از این دست٬ کاری ندارد؛ بلکه در پی توضیح عرضه‌ای اجتماعی است و می‌کوشد با رویکردی آسیب‌شناسانه مبادرت به تجزیه و تحلیل موضوع کند و ریشه‌های تاریخی– فرهنگی آن را در معرض نگاه همگان٬ به ویژه آنان که به ژرفا یافتن و رشد فرهنگ جامعه بها می‌دهند٬ قرار دهد.

یک نکته‌ی قابل تأمل در مورد این گونه کتاب‌ها اقبال عمومی از آن‌ها است. مردم این قبیل کتاب‌ها را می‌خرند٬ می‌خوانند و غالباً به مطالب مندرج در آن‌ها باور دارند و این در حالی است که محتویات تعدادی از این آثار٬ علاوه بر این که فاقد وجاهت علمی است٬ به نوعی٬ بد آموز هم هست.

مردم این کتاب‌ها را می‌خرند و لذا بنا به قانون عرضه و تقاضا٬ گروهی از ناشران تمامی امکانات و اهتمام خویش را به چاپ و عرضه‌ی آن‌ها اختصاص می‌دهند.

شایان توجه این که٬ در کشوری که متوسط شمارگان کتاب‌های تازه انتشار‌یافته و یا تجدید چاپی آن زیر سه‌هزار نسخه است٬ آن آثار بی‌محتوا در هر چاپ با شمارگان حداقل پنج هزار چاپ می‌شود. این شمارگان در مورد تعدادی از این کتاب‌ها به پنجاه‌‌هزار نسخه در هر چاپ هم می‌رسد. کتاب‌های مورد بحث٬ به دفعات تجدید چاپ می‌شوند و چون بسیاری از این تجدید چاپ‌ها به شیوه‌های غیر‌متعارف (چاپ افست و غیر مجاز) انجام می‌شود٬ نمی‌توان تعداد دقیق دفعات چاپ آن‌ها را تعیین کرد٬ اما در مورد برخی از آثار می‌توان با قطعیت گفت حتی تا صد بار هم تجدید چاپ شده‌اند. برای درک این واقعیت کافی است اشاره‌ کنیم کتاب‌هایی نظیر آئین دوست‌یابی و راز کامیابی جنسی را سه نسل خوانده‌اند و هم‌اکنون نیز در کتاب‌فروشی‌های حاشیه‌ی خیابان‌ها و بر روی تعدادی از کیوسک‌های فروش مطبوعات عرضه می‌شود! این وضع ما را با یک تعارض جدی مواجه می‌کند. این تعارض که اگر براساس واقعیات موجود و ملموس و با اتکا به آمار رسمی و غیر رسمی٬ ایرانیان اهل کتاب‌خواندن نیستند٬ پس چرا این قبیل کتاب‌ها خریدارن ـ و لاجرم خوانندگان ـ فراوان دارند؟

ریشه‌ی این تعارض را باید در مسائل فرهنگی٬ سیاسی و اجتماعی جست‌وجو کرد و ما می‌کوشیم برخی از ریشه‌های این تعارض را بشناسیم. (این تعارض ریشه در مسائل بنیادینی دارد که پرداختن به آن‌ها مجال فراوانی می‌طلبد٬ لذا آن‌چه در این نوشتار بررسی می‌شود٬ ریشه‌های فرعی موضوع است.)

بی‌شک هر سیستم اجتماعی با جبر‌های خاص خویش در‌گیر است و متناسب با این در‌گیری٬ قوانین نهفته‌ای بر افراد تحت حاکمیت خویش اعمال می‌کند٬ لازم به تذکر است که این قوانین بنا بر ویژگی‌های فرهنگی٬ قومی و تاریخی در جوامع مختلف٬ متفاوت است و در اشکال روساختی متفاوتی نمود پیدا می‌کند.

اگر به نظام‌های اجتماعی حاکم بر ایران در طول تاریخ نظری بیاندازیم٬ الگویی تکراری را مشاهده می‌کنیم که گر چه با تعدد جلوه‌های روساختن توأم است٬ اما همیشه به اصل و ریشه‌ی خود٬ یعنی قدرت مطلقه وفا‌دار بوده‌ است. در ایران٬ تنها قدرت مطلقه توانایی دیکته‌کردن روابط انسانی را داشته است. به‌لحاظ روان‌شناختی٬ این نوع از حکومت خواستار رابطه‌ای از نوع بالغ با نا‌بالغ است٬ یعنی طرف خود را کودکی بیش فرض نمی‌کند که باید کنترل و امر و نهی شود. در چنین موقعیتی به دلیل این که دولت هیچ‌گونه مشارکتی را بر‌نمی‌تابد و جریان آن‌را به سود خود منحرف می‌کند٬ طرف مقابل٬ یعنی ملت انسجام خود را از دست می‌دهد و دچار فروپاشی و از هم‌گسیختگی می‌شود. اهرم‌های قدرت٬ توان کنش و تفکر را از ملت سلب می‌کنند و نهایتاً چیزی جز عدم احساس امنیت و بی‌اعتمادی باقی نمی‌ماند. به همین دلیل است که ایرانیان امنیت را در نهاد‌های اقتصادی٬ سیاسی و اجتماعی جست‌وجو نمی‌کنند و فقط سعی در ایجاد آن در پیوند‌های خانوادگی ـ فامیلی دارند. ایرانی تشنه‌ی امنیت٬ حاضر است به هر بهایی تنها مأمن خویش٬ یعنی خانواده را خفظ کند٬ حتی به بهای زیستن با قدرت مطلقه؛ و در جهت نیازش آگاهانه از تعمق و تفکر جدی سر باز می‌زند٬ تا مبادا حصار امنیتی شکننده‌اش آسیب ببیند. از این رو بیش‌تر به مهارت‌های اجتماعی وابسته است تا به یک جهان‌بینی قابل دفاع. او برای بقا و حفظ امنیت در جامعه‌ای سرشار از خود‌خواهی‌ها٬ نا‌گزیر از فر‌اگری تکنیک‌های موجود در تطبیق با محیط و به زبان ساده٬ بیرون کسیدن گلیم خویش از آب است: بنابر‌این بیش‌تر خواستار فرمول‌های کاربردی است. او حوصله‌ی بحث‌های تئوریک را ندارد. زیرا ضوابط بقای اجتماعی ضرورت آن را کم‌رنگ کرده است. در حقیقت او فرصتی ندارد تا به اصول بیندیشد٬ اما در عین حال به شدت محتاج همان اصول کلی است؛ چرا که هیچ‌گاه تاکتیک برای انسان استراتژی نشده است؛ بنابر‌این بر اساس نیاز‌های کوتاه‌ مدت و شاید هم بلند‌ مدت خود (در جامعه‌ی تحت سلطه زمان محتوای خود را از دست می‌دهد) در چند عبارت ساده٬ اصولی را برای خویش تدوین می‌کند. ساده‌سازی اصول از ویژگی‌های عام تیپ منفعل و تحت سلطه به‌شمار می‌رود. در این شرایط اصول از محتوا تهی می‌شود و جنبه‌ی شعار‌گونه به‌خود می‌گیرند و یا بهتر بگوییم شعار‌ها اصول می‌شوند. اما او نمی‌تواند حتی به همین اصول ساده نیز پای‌بند باشد٬ زیرا که اصول ساده برای عینی شدن خود در روابط اجتماعی نیاز به توضیح و تفسیر دارند؛ بنابر‌این هر کس بنا بر منافع شخصی خویش تبصره‌ای بر این شعار‌های ساده می‌افزاید و از این طریق توجیهی اخلاقی برای عملکرش پیدا می کند. در حقیقت می‌توان گفت هر قدر ژرف ساخت محدود‌تر و ساده‌تر باشد٬ رو‌ساخت گسترده‌تر و پیچیده‌تر و مانور در آن آسان‌تر است. انسان ایرانی تحت سلطه نیز از این قانون تبعیت می‌کند. از ژرف‌ساخت فاصله می‌گیرد و به روساخت نزدیک می‌شود که نتیجه‌ی آن ایجاد جریان قدرتمندی از پراگماتیسم (۲) افراطی در جامعه است این شکل از پراگماتیسم خصلتاً با هر‌گونه پیچیدگی٬ تأمل و تفکر عمیق در تضاد بنیادی قرار دارد٬ بنابراین آن‌چه در چنین جامعه‌ای رشد می‌یابد فلسفه٬ علم یا هنر نیست٬ بلکه تنها روان‌شناسی است که بر اریکه‌ی قدرت مطلقه تکیه می‌زند٬ آن نه آنی که مایه‌های علمی٬ فلسفی یا هنری دارد. پراگماتیسم تنها پراگماتیسم را می‌شناسد. پس جبراً مایه‌های خود را بر روان‌شناسی تحمیل می‌کند و ران‌شناسی پراگماتیستی یا کار‌بردی را که جنبه‌ی عامه‌پسند دارد٬ بنیان می‌نهد. در جوامع بسته روان‌شناسی کاربردی نه تنها اصولی کلی٬ عمیق و قابل دفاع را در جهت تغییر شرایط اجتماعی وخلق انسان طراز نوین به جامعه ارائه نمی دهد٬ بلکه با یاد دادن تکنیک‌های رفتاری سطحی و تسکین ظاهری درد‌ها به‌منظور سازگاری بیش‌تر٬ عملاً به ثبات حاکمیت سلطه و قدرت مطلقه کمک می‌کند.

  چه باید کرد؟

واقعیت این است که ما با روان‌شناسی کاربردی مخالفتی نداریم اما بر این باوریم تنها کسانی می‌توانند از آن در راه درست استفاده کنند که به بنیان‌های فلسفی عمیق و قابل دفاع دست یافته باشند و این دقیقاً همان خصلتی است که بسیاری از افراد جامعه از فقدان آن رنج می‌برند. آنان هم‌چنین توان تأمل و تحلیل را از دست داده‌اند. در چنین شرایطی وظیفه‌ی روشنفکر و نویسنده دو برابر می‌شود. او باید بتواند عمیق‌ترین مفاهیم انسانی و انقلابی را در ساده‌ترین عبارات و به ساده‌ترین زبان باز‌گوید. این یک تعارف نیست بلکه ضرورت محض است. به‌نظر می‌رسد آن روز فرا رسیده که از پیچیدگی‌های کلام بگسلیم و به زبان عامیانه سخن گوییم. البته این به هدف و مخاطب نویسنده بستگی دارد. مثلاً در یک تحقیق آکادمیک و دانشگاهی اصلاً لزومی ندارد که از زبان همه‌فهمی برای ارائه‌ی محتوی استفاده شود٬ اما برای آن دسته از نویسندگان که رسالت خود را افزایش آگاهی عمومی جامعه می‌دانند٬ آسان و قابل فهم همگان‌نوشتن٬ یک ضرورت است.

اگر در آغاز این نوشتار به استقبال عمومی از کتاب‌هایی که از  جنبه‌ها‌ی روان‌شناسی عامه‌پسند مایه گرفته‌اند٬ استناد کردیم٬ دقیقاً برای رسیدن به همین نتیجه‌گیری بود. یعنی که اندیشه‌ورزان٬ اندیشه‌آفرینان و فرهیختگان به هنگام خلق یک اثر توجه داشته‌باشند با چه مخاطبینی سر و کار دارند. این بدان معنا نیست که فرهیختگان را توصیه به مبتذل‌نویسی می کنیم٬ بلکه نیت آن است که یاد‌آور شویم مخاطبین آنان دارای چه روحیه و چه طرز تفکری هستند. اگر بتوانیم بنیادی‌ترین مسائل را با بیان و زبانی عرضه کنیم که با اقبال عده‌ی بیش‌تری مواجه شود٬ خدمتی در خور به ارتقای فرهنگ عمومی کرده‌ایم.

و شاید هم از این رهگذر سد شمارگان سه‌هزار نسخه‌ای (و کم‌تر) یک اثر نوشتاری (کتاب) در ایران بشکند و در آینده شاهد انتشار آثاری پر‌محتوا با شمارگانی قابل قبول باشیم.

۱ ـ به‌عنوان نمونه در یک آگهی که در صفحه‌ی ۸ روزنامه‌ی ایران مورخ ۱۱/۷/۷۹ چاپ شده بود٬ ۳۰ اثر با همین عناوین و محتوا معرفی شده است.

۲ ـ پراگماتیسم: مذهب اصالت عمل٬ فلسفه‌ی عملی٬ حکمت عملی٬ تمایل فکری نسبت به نتایج امور عملی (فرهنگ عمید)

برگرفته از مجلهٔ « گزارش» شماره ۱۱۷ به تاریخ آبان ۱۳۷۹

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *