نقش قاچاقچیان در ورشکستگی صنعت چای کشور
نقش قاچاقچیان در ورشکستگی صنعت چای کشور
برگردان: بابک پاکزاد

سرمایه – بابک پاکزاد: گزارش زیر برگرفته از نشریهٔ معتبر انگلیسی گاردین است که تلاش کرده دلیل افول صنعت چای در ایران را کالبدشکافی کند و در میان عوامل مختلف٬ نقش قاچاق را برجسته کرده است.
چای پنهانی به ایران قاچاق شد. آن هم زیر بینی بریتانیا در هند. امروز صنعت چای ایران به شکل عمیقی با مشکلات دست و پنجه نرم میکند و مزارع سبز و شاداب که زمانی میلیونها کشاورز و کارگرانشان را در خود جای داده بودند تنها به محلی برای چریدن و پرسه زدن گوسفندان بدل شدهاند.
با وجود این که ایرانیان مأنوسترین مردم جهان با چای و به اصطلاح چایخورترین مردم جهان هستند٬ اقتصاد چای ایران از هجوم واردات چای خارجی و قاچاقچیانی که تجار محلی میگویند پیوندهای خانوادگی نزدیکی با چهرههای قدرتمند دارند در اغما به سر میبرند.
تبعات این وضعیت به وضوح قابل مشاهده است. لاهیجان٬ پایتخت تاریخی صنعت چای ایران٬ سرزمینی که زمانی تا چشم کار میکرد بوتههای سبز چای آن را پوشانده بود. هماکنون توسط خانهها و آپارتمانهایی که مالکان کارخانههای چای که بر اثر افول صنعت به ساخت و ساز روی آوردهاند٬ پر شده است.
چندین کارخانهی چای در شهر رها شدهاند و بقیه نیز یا کار نمیکنند و یا با نیمی از ظرفیت خود به فعالیت ادامه میدهند و قادر به فروش محصولات خود نیستند. کارخانهداران حدود ۱۷۰ میلیون پوند به بانکها بدهکارند.
حدود ۴۰ درصد از نیم میلیون چایکار در استان گیلان که مرکز چای محسوب میشود٬ این کسب و کار را کنار گذاشتهاند. زیرا کارخانهها محصولات آنها را نمیخرند و صدها هزار کارگر نیز به اجبار بیکار شدهاند.
گلآقا حبیبی٬ ۷۳ ساله٬ مالک ۱۰ هکتار مزرع
هی چای در چند مایلی دریای خزر میگوید: «مقصر دولت است آنها باید جلوی چای وارداتی و قاچاق را بگیرند اگر آنها از ما حمایت نکنند٬ نمیدانم چهگونه باید ادامه دهیم.»
سال گذشته بدترین سال طی ۱۰۰ سال اخیر برای اقتصاد چای ایران بود. حبیبی برای نخستین بار طی ۵۰ سال اخیر مزرعهاش را کشت نکرد. حبیبی نمایندهی محلی سازمان چایکاران است٬ گفت: «حدود بیش از ۱۵۰ کارخانهی چای استان گیلان تنها ۳۰ کارخانه مشغول به کار بودهاند. در هر یک از این کارخانهها ۲۵ الی ۳۰ کارگر شاغلند. به این ترتیب میتوانید تبعات
این امر را تصور کنید.»
قابل توجه است که این سناریو در کشوری رخ میدهد که مصرف چای به جای آن که یک تنوع باشد یک عادت است و اغلب قهوهخانهها و چایخانهها بخشی از چشمانداز شهری است.
با ممنوعیت استفاده از مشروبات الکلی بر اساس قوانین اسلامی٬ هر سال ایرانیان ۱۲۰ هزار تن چای را به عنوان نوشیدنی مصرف میکنند. اما آنها هرگز به گونههای متنوع ایرانی که به غنی بودن و فقدان افزودههای دیگر مشهور است٬ رغبت نشان نمیدهند و ذائقهی چایخوران بیشتر گونههای خارجی را میپسندد.
یکی از مردمپسندترین مارکها در ایران٬ توسط کمپانی چای احمد لندن تولید میشود. با این حال٬ قاچاق٬ مهمترین مشکل این صنعت است. بر اساس آمارهای رسمی هر سال ۷۵ هزار تن چای به ایران قاچاق میشود. برخی از چایهای رده پایین ایرانی با حداقل قیمت خریداری٬ به خارج برده میشود و با افزودنیهای مصنوعی٬ رنگ و بو یافته٬ از نو بستهبندی و به عنوان چای تولید خارج به کشور قاچاق شده و با سود هنگفتی به فروش میرسد.
تجار یکی از این مارکها را میشناس
ند Tea Elizabeth (چای الیزابت) که نام ملکه است و مارک Made in England (ساخت انگلیس) را به منظور برانگیختن احترام ایرانیان به محصولات انگلستان یدک میکشد. در حالی که چنین محصولاتی با اشتیاق مصرف میشوند٬ ۲۲۰ هزار تن چای ایرانی در انبارها به دلیل این که خریداران عمدهی دیگر آن را نمیخواهند در حال پوسیدن هستند.
مهدی میرزاده مدیر اجرایی کارخانهای در لاهیجان گفت: «ما میترسیم چایمان را در بازار عرضه کنیم٬ نمی دانیم چکهایی که خریداران عمده به ما میدهند نقد خواهد شد یا نه. بسیاری اوقات پرداختی صورت نگرفته است. با واردات غیر قابل کنترل چای خارجی٬ چای ما در فروشگاهها دست نخورده باقی میماند. بنابراین خریداران عمده می خواهند زیر قیمت بازار محصول ما را بخرند. کیفیت چای ما خوب است اما ذائقهی مردم تغییر کرده است.»
در تلاش برای جلوگیری از فروپاشی کامل٬ دولت قول داده است نیمی از محصول کشاورزان را خریداری و با قول خریداری ۵۰ درصد باقیمانده از سوی کارخانهداران آن را به کارخانه اهدا کند. اما برخی مشکوکند که کارخانهداران سرمایهها را در دیگر پروژهها نظیر ساخت و ساز و نزولخواری بهکار اندازند تا سود بیشتری را به چنگ آورده و بدهیهایشان را صاف کنند. صنعت چای بیش از ۱۰۰ سال پیش توسط شاهزاده محمد میرزا به ایران وارد شد که به کاشفالسلطان مشهور شد. وی به عنوان کنسول به هندوستان فرستاده شد تا در مورد تجارت چای که توسط بریتانیاییها راهاندازی شده بود مطالعه کند. او فعالیتهایش را با وانمود کردن به این که یک کارگر فرانسوی است مخفی نگهداشت و در نهایت در حادثهای هنگام بازگشت به ایران جانسپرد.
امروز مقبرهی کاشفالسلطان در مرکز لاهیجان در موزهی چای قرار دارد. ایرانیان عقیده دارند که او توسط عوامل بریتانیا به قتل رسید که تلاش میکردند او را از وارد کردن این صنعت به کشورش باز دارند.
برگرفته از روزنامه سرمایه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۵