هند در دورنمای آمریکا

هند در دورنمای آمریکا

گیریش میشرا

برگردان: بابک پاکزاد

 

از اوایل دههٔ ۹۰ به این سو هند در مسیر نزدیک شدن به ایالات متحده گام برداشته است. فروپاشی نظام سوسیالیستی٬ تجزیهٔ اتحاد جماهیر شوروی و قرار گرفتن چین در جادهٔ سرمایه‌داری این فرایند را تسریع کرد. نیروهایی که زمانی از کسب و کار و بنگاه‌های اقتصادی آزاد سخن می‌گفتند و به نظام توزیعی نهرو – ایندیراگاندی حمله می‌کردند چنان جسور شده‌اند که از تعهد حزب حاکم آن زمان به سوسیالیسم٬ رشد اقتصادی متوازن٬ بخش عمومی٬ سرفرماندهی اقتصادی و کنترل دولت بر چرخ اقتصاد به عنوان سال‌های «از دست رفته» یا سال‌های «فاجعه» یاد می‌کنند. در حال حاضر در هند از این افراد که در دالان قدرت سرمایه گام برمی‌دارند کم نداریم.

هند یکی از نخستین کشورها بود که در مسیر ۱۰ توصیه اجماع واشنگتن قرار گرفت که شامل این موارد بود: کاهش نقش دولت٬ خصوصی سازی شرکت‌های بخش دولتی٬ گشودن درهای اقتصاد به روی جریان آزاد کالا و سرمایه٬ تعیین مقررات مالی٬ تحت کنترل نگه داشتن نیروی کار و مهم‌تر از همه دادن مجوز عملکرد آزادانه به نیروهای بازار. از اوایل دههٔ ۹۰ به این سو٬ باور و اعتقاد افراد و احزابی که در قدرت بوده‌اند این بوده که راه دیگری جز این که هند یک ابر قدرت اقتصادی شود وجود ندارد. همیشه افزایش شاخص بورس بمبٔی و افزایش نرخ رشد اقتصادی به عنوان مدرک قطعی موفقیت استراتژی جدید مطرح می‌شود. هربار که شاخص هزار واحد بالا می‌رود از سوی دولت و رسانه‌ها جشن و سرور به پا می‌شود.

از دههٔ ۹۰ به این سو اعتقاد محکم ائتلاف حاکم این بوده است که ایالات متحده اکنون کاملا در طرف هند است. دیگر آن روزها سپری شده که وزیر خارجه‌ی آمریکا٬ جان فاستر دالس٬ «گوآ» را استان پرتغال اعلام کرد یا پرزیدنت نیکسون در مورد نهضت استقلال‌طلبانه‌ی بنگلادش با ایندیرا گاندی با سردی و بی‌اعتنایی برخورد کرده و ناوگان هفتم را به منظور مرعوب کردن هند اعزام کرد. آمریکا تعهد خود برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌ی کارخانه‌ی فولاد بوکارو را نقض کرد زیرا نهرو قبول یک همکار از بخش خصوصی را نپذیرفت.

دولت‌های پیشین ایالات متحده٬ پاکستان را کشور دوست به حساب آورده و تلاش می‌کردند آن را به عنوان رقیب هند سرپا نگه‌دارند. اکنون باور بر این است که آمریکا با هند به عنوان یک هم‌پیمان معتمد رفتار کرده و به منظور رقابت با چین آماده است این کشور را برای ساخت اقتصادی مدرن و قدرتمند یاری دهد.

باور بر این است که آمریکا به هند کمک خواهد کرد تا به کمبودهایش در عرصه‌ی سرمایه و تکنولوژی فائق آید و معامله‌ی هسته‌ای٬ افزایشی قابل توجه در تولید برق را به همراه خواهد آورد. با سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی وافر٬ برخورداری از آخرین تکنولوژی و انرژی الکتریکی کافی٬ رشد اقتصاد هند به نرخ دو رقمی خواهد رسید. با رخنه کردن این دستاوردها در توده‌های وسیع مردم٬ تعداد هر چه بیش‌تری از مردم از فقر٬ بی‌اعتنایی و فقر بهداشتی خلاص می‌شوند. دکتر مان موهان سینگ در جلسه‌ی مشترکی با ایالات متحده در سال ۲۰۰۵ اظهار کرد: « سرمایه‌گذاری ایالات متحده در هند٬ به ویژه در حوزه‌های جدید تکنولوژی٬ کمپانی‌های ایالات متحده را کمک خواهد کرد تا هزینه‌ها را کاهش داده و در مقیاس جهانی رقابتی‌تر شوند. کمپانی‌های ایالات متحده در امر سرمایه‌گذاری خارجی در هند پیش‌قدم بوده‌اند. تصور می‌کنم ۴۰۰ کمپانی از ۵۰۰ کمپانی درج شده در مجله‌ی فورجون در هند حضور دارند.» و در جایی دیگر وی اظهار کرد: «هند به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در حجم وسیع نیاز دارد به ویژه در عرصه‌ی مدرنیزه کردن تأسیسات زیربنایی.» دولت موانع را برای ایجاد شرایط جهت جذب ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی از سوی آمریکا برای ساخت تأسیسات زیربنایی برداشت.

آمریکا مخرجی برای سرمایه‌ی اضافه‌اش یافته است. وال‌مارت هنگاهی که نرخ سودش در ایالات متحده با رکود مواجه شده٬ چشم‌اندازی برای ورود به عرصه‌ی تجارت خرده‌فروشی در پیش رو دارد. فرآیند انتقال به خارج هزینه‌های تولید شرکت‌های چند ملیتی آمریکایی را به طور متوسط تا یک ششم کاهش می‌دهد و آن‌ها را در مقیاس جهانی رقابت‌پذیرتر کرده و سود آن‌ها را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد. به منظور جلب رضایت کنگره‌ی آمریکا برای تصویب معامله‌ی هسته‌ای٬ هند در سال ۲۰۰۵ ٬ به جای خرید ایرباس فرانسه٬ خرید ۵۰ هواپیمای بوئینگ آمریکایی به ارزش ۹/۶ میلیارد دلار را به خاطر تقاضای شخص بوش اجابت کرد. هند هم‌چنین تجهیزات نظامی متداول به ارزش پنج میلیارد دلار را به تبع تصویب معامله‌ی هسته‌ای خریداری کرد. اگر چه هند به شدت در توهم این که آمریکا مشتاق است موقعیت یک ابر قدرت را نصیب او کند دست و پا می‌زند. دور نمای آمریکا چیزی کاملاً متفاوت است. رویکرد آمریکا با انتظارات هند کاملاً در تضاد قرار دارد. به منظور فهم موضوع باید به گزارش تازه منتشر شده‌ی شورای امنیت ملی تحت عنوان «طرح ریزی آینده‌ای جهانی»٬ اشاره کرد. شورای امنیت ملی وابسته به CIA است. این گزارش ۱۲۰ صفحه‌ای هم‌اکنون از اسناد غیر طبقه‌بندی شده محسوب می‌شود که توسط رابرت‌ال هاچینگز از دانشگاه پرینستون تألیف شده است.

در این گزارش٬ خاطر نشان شده که روند جهانی سازی غیر قابل بازگشت است و تحت سیطره‌ی «ایالات متحده که قدرتمندترین بازیگر و تنها بازیگر اقتصادی٬ تکنولوژیکی و نظامی باقی خواهد ماند» به پیشروی خود ادامه خواهد داد. این گزارش می‌افزايد: «قدرت و سرعت تحولات ناشی از جهانی سازی جهان… ویژگی تعیین کننده‌ی جهان تا سال ۲۰۲۰ خواهد بود… نقش ایالات متحده متغیری مهم در چگونگی شکل‌گیری جهان خواهد بود و مسیری که دولت‌ها و فعالان غیردولتی برای پیگیری انتخاب می‌کنند را تحت تأثیر قرار خواهد داد.» این واقعیتی انکارناپذیر است که چین٬ هند٬ برزیل و چند کشور دیگر به عنوان بازیگرانی مهم در عرصه‌ی جهانی در حال ظهورند اما آن‌ها پیرو رهبری ایالات متحده خواهند بود و نمی‌توانند آن را به چالش طلبیده و یا نقض کنند. تا سال ۲۰۲۰ «تولید ناخالص هند از اقتصادهای اروپایی بیش‌تر خواهد شد یا حداقل در آستانه‌ی عبور از اقتصادهای اروپایی قرار خواهد گرفت.» اما هند حتی نمی‌تواند در مخیله‌اش پشت سر گذاشتن رهبری ایالات متحده را در نظر آورد. واضح است که رشد اقتصادی با کسب تکنولوژی‌های جدید کسب می‌شود و این تکنولوژی‌ها وقتی آمریکا خشنود باشد در دسترس قرار خواهد گرفت. شرکت‌های چند ملیتی «عوامل کلیدی تحول در انتشار تکنولوژی به شیوه‌ای گسترده و ادغام بیش‌تر جهان اقتصاد و به جلو راندن پیشرفت اقتصادی در دنیای در حال توسعه‌اند» و آن‌ها تحت هدایت بی چون و چرای ایالات متحده هستند. « ایالات متحده امتیازات بی‌شماری را کسب خواهد کرد نقشی کلیدی در گستره‌ی وسیعی از موضوعات- اقتصادی٬ تکنولوژیکی٬ سیاسی و نظامی- ایفا خواهد کرد که هیچ دولت دیگر تا سال ۲۰۲۰ قادر به انجام آن نیست.» در چنین شرایطی٬ سخن گفتن از ساختن یک اقتصاد مستقل هندی و پیگیری یک سیاست خارجی مستقل٬ چیزی جز یک هذیان گویی نیست.

منبع: Znet

برگرفته از: روزنامه سرمایه ۲۵ بهمن ۱۳۸۵

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *