ابهام اقتصاد ایران
ابهام اقتصاد ایران
نویسنده: گوپال مونار
برگردان: بابک پاکزاد
سرمایه – بابک پاکزاد: اگر چه ثروت نفت ایران٬ ذخایر قابل توجهی را در بازار FPREX فراهم کرده است٬ اما مشکلات اقتصادی نظیر بیکاری و توم را تخفیف نداده است.
این گفتهی یکی از سخنرانان دومین کنفرانس بینالمللی روابط عمومی است که در ماه نوامبردر تهران برگزار شد. او به من گفت: «قیمت هر کیلو گرم گوشت در حال حاضر ۵۰ هزار ریال است در حالی که ۱۶ سال پیش ایرانیها تنها حدود ۵ هزار ریال بابت هر کیلو گوشت میپرداختند. بهای یک فنجان چای در هتلی که در آن اقامت داشتم ۵ هزار ریال بود. به ازای تبدیل ۱۰۰ دلار به ریال ایران یک کیفی پر از پول از آن من شد و این اتفاق در کشوری افتاد که یکی از نفتخیزترین کشورهای جهان است.
هر کسی که این روزها به ایران برود از قیمتها و سطح تورمی که بر کشور سایه افکنده٬ یکه میخورد. این تورم با وجود اینکه یارانههای سنگین دولت به سوخت و دیگر کالاهای اساسی است با هدف کنترل قیمتها انجام میشود. اتحادیهی اروپا و ایالات متحده٬ ایران را باوجود این وضعیت اقتصادی به دلیل پیگیری موضوعات هستهای سرزنش میکنند. اما کسانی که در ایران بر مصدر قدرت قرار دارند٬ معتقدند این حق آنهاست که از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز بهرهبرداری کنند. آنها اطمینان دارند که کشورشان از منابع لازم برای پیگیری اهداف هستهای بدون سختگیری و اعمال محدودیتهای اقتصادی بر مردم برخوردار است.
به نظر میرسد ادارهی ایران٬ چالش بزرگ برای برنامهریزان است. آنها نمیتوانند چشمان خود را بهسادگی بر این حقیقت که اقتصاد ایران با مشکل مواجه است ببندند. قیمت بالای نفت در ماههای اخیر ایران را قادر ساخت تا دخایر ارزی قابل توجهی دست و پا کند٬ اما متأسفانه این ذخایر مشکلات اقتصادی نظیر تورم و بیکاری بالا را تخفیف نداد. در این روند٬ وعدههای آقای محمود احمدینژاد٬ رئیس جمهور جدید ایران مبنی بر تضمین توزیع عادلانهی ثروت٬ ایجاد اشتغال و کاهش فقر در برنامهها٬ تحتالشعاع مجادلات هستهای قرار گرفته است. موضوع دیگر نظیر خصوصیسازی و سرمایهگذاری خارجی که کشور حقیقتاً به آن نیاز دارد نیز بایگانی شده است. فعالیت بخش خصوصی در مقیاس بسیار محدود و کوچک در سطح کارگاهها٬ مزارع و بخش خدمات باقی مانده است.
روندهای تورمی در ایران امروز به چنان حد و اندازهای رسیده که تقریباً به جز فرش٬ کالاهای چرمی و برخی محصولات فرعی متنوع نظیر عطریات تقریباً هیچ محصول دیگر تولید نمیشود. از کسب و کارهای دیگر نیز که از رونق برخوردارند میتوان به فروشگاههای مواد غذایی اشاره کرد. یک تاجر در بازار تهران میگفت: «در ایران امروز دیگر تولید هیچ چیز صرف نمیکند» او میگفت: «آسانتر است کالا را از چین و هند وارد کنی و با یک حاشیهی سود معقول آن را بفروشی.»
برخی این اقدام را فعالیت غیر مولد یا خرید و فروش مینامند که هیچ نفعی برای اقتصاد کشور ندارد. اما از آن جا که هیچ فرصت خوب دیگری وجود ندارد و به نظر میرسد٬ مردم چارهای ندارند٬ آنها نظارهگر سیر نزولی ارزش ریال در برابر دلار و دیگر ارزهای مطرح بینالمللی هستند.
هماکنون هر ۹ هزار ریال معادل یک دلار است. با توجه به این که ۱۶ سال پیش ارزش هر دلار معادل ۷۵۰ ریال بود٬ این سیر نزولی٬ قابل توجه است. آن چه متخصصان را گیج میکند٬ این است که ارزش ریال ایرانی از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳ به توجه به افزایش صادرات صنعتی از ۶/۱ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۸ به ۶/۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۳ ثابت مانده است. در حال حاضر٬ ارزش پول با وجود پشتیبانی درآمدهای حاصله از افزایش قیمت نفت٬ رو به افول است.
محمد افتخاریان٬یک مسئول آژانس مسافرتی است که امیدوار است در هند به تحصیلات خود ادامه دهد٬ میگوید: «اوضاع از زمان پایان جنگ با عراق در سال ۱۹۸۸ بسیار تغییر کرده است. ما ثروت فراوانی داریم٬ مزارعی خوب که محصولات متنوعی از پسته و خرما تا سیب و انگور و گلابی تولید میکند… اما اقتصاد ما٬ بنا به دلایل عجیبی حرکت نمیکند در صورتی که باید حرکت کند.»
یک دهه فشار اقتصادی اثر خود را بر جای گذاشته است. نسل جوان که بدنهی اصلی جمعیت را شامل میشود احساس میکند عضویت ایران در سازمان کشورهای اسلامی (OIC) امر مفیدی نبوده است چرا که کشورهای OIC در قبال مشکلات این کشور چیزی جز یک تماشاچی خاموش نبودهاند. تحلیلگران بر این باورند تا زمانی که قیمتهای نفت بالا باقی بماند٬ ایران میتواند به راحتی نفس بکشد اما کشور به اصلاحات عمیق نیازمند است و باید مراقب افزایش جمعیت تا حدود ۷۰ میلیون نفر باشد.بنا بر برخی تخمینها هماکنون ۴۰ درصد از جمعیت زیر خط فقر زندگی میکنند.
منبع: Hindu Business Line
برگرفته از روزنامه سرمایه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵
