|

نظام مالی در ایران ۱۹۷۴ – ۱۹۹۳ (بخش اول)

نظام مالی در ایران ۱۹۷۴ – ۱۹۹۳

(بخش اول)

 سرمایه- بابک پاکزاد: مقاله‌ی حاضر بخش اول تحلیل اردشیر مهرداد از تحولات نظام مالی در ایران است که در سایت ایران بولتن درج شده است.

این مقاله٬ تکامل نظام مالی در ایران طی سال‌های ۱۹۷۴ الی ۱۹۹۳ با گرایش به تأمین مالی برای مسکن را دنبال می کند و رابطه‌ی مستقیم میان نظام بانکی دولت و درآمد نفت را که بر کل نظام مالی کشورتأثیر گذارده و عملاً آن را تعریف می‌کند٬ نشان می‌دهد. این دوره می‌تواند به چهار مرحله تقسیم شود:

۱۹۷۹ -۱۹۷۳ میان دو انقلاب

قیمت نفت بالا رفت٬ نقش دولت در اقتصاد کشور افزایش یافت و نظام مالی تا اندازه‌ی قابل توجهی متورم شد. درآمدهای نفتی از ۴/۲ میلیارد دلار در ۱۹۷۲ به ۱/۵ مسلیارد دلار در ۱۹۷۳ یعنی تقریباً به دو برابر افزایش پیدا کرد و درآمد سرانه از ۵۰۱ دلار در ۱۹۷۲ به ۸۲۱ دلار در ۱۹۷۳ و ۱۳۴۴ دلار در ۱۹۷۴ رسید. رشد سرمایه‌ی ناخالص داخلی از ۲۳ درصد در ۱۹۷۳ به ۷۰ درصد در سال بعد افزایش پیدا کرد و ۹/۴۲ درصد ارزش انباشته شده در این دوره مربوط به بخش ساخت‌وساز بود.

در ۱۹۷۳ ٬ برای نخستین بار طی ۱۵ سال٬ چهار بانک خصوصی جدید با میزان کل سرمایه‌گذاری یک میلیارد دلار بازگشایی شد که شامل بانک شهریار٬ بانک صنعت ایرانیان٬ بانک سرمایه‌گذاری و بانک داریوش بود. تا ٬۱۹۷۵ کل اعتبار تخصیص داده شده توسط نظام بانکی به بخش خصوصی تا ۵۵ درصد افزایش پیدا کرد. در ۱۹۷۵ نیز در روند گسترش شبکه‌ی بانکی ایران٬ دو بانک دیگر٬ یعنی بانک ایرانی عربی و بانک بین‌المللی ایران هریک با سرمایه‌ی ۳۰۰ میلیون دلار بازگشایی شدند. تا ۱۹۷۹ نظام بانکی ۵۴ بانک از جمله یک بانک وام دهنده٬ ۱۶ صندوق سپرده‌گذاری و دو بانک بازرگانی با ۸۳۷۴ شعبه که ۲۱۶۷ شعبه از آن مربوط به تهران می‌شد را در بر می‌گرفت. سهم بخش دولتی در کل نظام بانکی٬ هشت بانک را شامل می‌شد که دو بانک٬ تخصصی و بقیه تجاری بودند.

نظام بانک‌داری خصوصی توسط حلقه‌ای از سرمایه‌داران ممتاز نزدیک به شاه و خاندان سلطنتی ایجاد شد. آن‌ها هم‌چنین مالک بزرگ‌ترین شرکت‌های صنعتی٬ شرکت‌های ساختمانی عمده و مجریان اصلی پروژه‌های ساختمانی بودند. از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۹ ٬ همان گروه از کمپانی‌ها٬ برنامه‌ی بیش از ۱۰۰ پروژه‌ی توسعه‌ی مسکن شهری را بر عهده گرفتند که شامل ۲۰۰ هزار واحد ساختمانی می‌شد که در سراسر ایران توسط گروه مذکور ساخته شد. این پروژه‌ها توسط نظام بانکی که در حقیقت به این منظور تأسیس و توسعه یافت٬ تأمین مالی شد. بانک وام دهنده یا بانک دولتی٬ تقریباً تنها منبع تأمین مالی مسکن برای گروه‌های با درآمد متوسط جامعه یعنی بیش از ۹۰ درصد کارمندان دولت بود که هدف این پروژه‌ها بودند.

گروه‌های با درآمد پایین٬ عملاً هیچ‌گونه دسترسی به نظام تأمین مالی رسمی نداشتند. برای فقرا٬ نظام غیر رسمی و پرداخت ‌کنندگانی نظیر صرافی‌ها بودند که منبع اصلی وام محسوب می‌شدند. اما وام‌های ارائه شده توسط این منابع٬ هم در میزان و اندازه و هم در مدت زمان بازپرداخت٬ محدود بود. این نظام در ۱۹۷۹ فروپاشید. انقلاب٬ نظام بانکی را زیر‌وزبر کرد. درست قبل از انقلاب٬ بیش از ۱۰ بانک خصوصی پا به عرصه‌ی وجود گذاشته و تقریباً همه ورشکست شدند چرا که بیش از قرض دهنده٬ قرض‌گیرنده وجود داشت.

۱۹۸۱-۱۹۷۹ بدون نظام بانکی

این مرحله با فقدان بخش عملیاتی رسمی٬ فروپاشی کل بخش غیررسمی و قدرتمندترین بخش‌های آن که پرداخت‌کنندگان بودند و ظهور بنیادهای مالی انقلاب اسلامی نوین مشخص می‌شود.

بعد از انقلاب٬ بخش رسمی به شکل حادی موضوع مناقشه قرار گرفت. این مناقشات به دلیل ورشکستگی و اثرات بی‌ثبات‌کننده‌ی بانک‌ها بر اقتصاد بود که به ملی شدن و تجدید سازمان نظام بانکی منتهی شد. پنج بانک تجاری جدید از جمله بانک رفاه کارگران و چهار بانک تخصصی جدید از جمله بانک مسکن٬ از طریق ادغام بانک‌های دولتی و خصوصی پیشین شکل گرفت. علاوه بر این٬ عدم اطمینان ناشی از تعارض با قوانین اسلامی برای دوره‌ای٬ مشاجرات عمده‌ای را میان روحانیون سرشناس دامن زد.

بنابراین٬ برای مدت زمانی٬ نوعی گیجی و فقدان کامل نظام مالی رسمی مؤثر به وجود آمد. فضای انقلابی حاکم و انتظارات عمومی بسیار٬ نظام مالی رسمی را ترغیب کرد تا بر وام‌های مسکن متمرکز شود. تعداد وام‌های تخصیص داده شده در ۱۹۸۰ تا ۵۰ درصد نسبت به سال پیش و به ۱۵۰ هزار مورد افزایش یافت.

از طرف دیگر٬ تأثیر انقلاب اسلامی بر بخش غیررسمی٬ منجر به فروپاشی آن شد٬ از فعالیت پرداخت‌کنندگان جلوگیری به عمل آمد و برخی از آن‌ها محاکمه شدند. به تبع این اقدامات٬ تقریباً٬ تمام پرداخت‌کنندگان قدیمی یک‌شبه ناپدید شدند. برخی حتی به شهرهای دیگر٬ جایی که کسی آن‌ها را نمی‌شناخت٬ مهاجرت کردند.

جای آن‌ها بنیادهای جدید که به سرعت در سراسر کشور تأمین مالی امر مسکن را انجام می‌داد و حالا تقریباً برای فقرا این اقدام را صورت می‌داد٬ پرکرد. بنیادهای جدید٬ بنیاد شهید٬ بنیاد مستضعفان و بنیاد مسکن را شامل می‌شدند. آن‌ها به عنوان بنیادهای خیریه با اهداف ایديولوژیک به منظور ارائه‌ی وام‌های بدون بهره و تأمین مصالح ساختمانی٬ زمین و کمک‌های فنی شکل گرفتند. آن‌ها نخست از منبع درآمدهایی که بر اثر مصادره‌ی اموال و پول‌های به دست آمده از مقامات رژیم گذشته کسب شده بود و بعدها از طریق وام‌های دولتی و هدایای اهدایی٬ تأمین شدند.

این بنیادها٬ درگیر یاری فقرا برای ایجاد کردن یک پایگاه مردمی محکم برای نظام اسلامی بودند.

برگرفته از: روزنامه سرمایه ۲۸ خرداد ۱۳۸۵

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *