|

چشم اندازی نه چندان کامل٬ از جهان در سال ۲۰۲۰

چشم اندازی نه چندان کامل٬

از جهان در سال ۲۰۲۰

بیزنس‌ویک٬ ۲۷ مارس ۱۹۹۵

برگردان: بابک پاکزاد

با نزدیک شدن به هزاره‌ای دیگر٬ و آغاز قرن بیست و یکم٬ دانشمندان٬ اقتصاددانان٬ روزنامه‌نگاران و سیاستمداران٬ به‌رغم نقطه‌نظرهای متفاوت و بعضا متضاد٬ برای رشد و توسعه صنعت٬ چشم‌اندازی درخشان پیش‌بینی می‌کنند. نیوت گینگریچ به الوین تافلر نویسنده‌ی شوک آینده و تئوری موج سوم او که در معنای جامعه‌ی اطلاعاتی جهانی است خوش‌آمد می‌گوید. پل.ر. گروگمن اقتصاددان سنت‌شکن دانشگاه استانفورد می‌گوید: در کامیابی‌های آسیا اغراق شده و پیش‌بینی‌هایی از این قبیل (قرن پاسیفیک) را مورد انتقاد قرار می‌دهد و سرانجام در شماره‌ی نوامبر همین مجله درج شده بود که در قرن بیست و یکم مرز‌ها از بین رفته٬ منابع اقتصادی کشور‌ها٬ زنجیروار به هم گره خورده و هر کشور٬ بنا بر ویژگی‌های خود٬ مهارت و تخصصی را اختیار می‌کند که نهایتاً٬ به قرار‌گرفتن آن در طبقه‌ی بین‌المللی جدیدی منتهی می‌شود.

همیش مک رائه٬ روزنامه‌نگار میانه‌رو بریتانیایی٬ نه تنها پایان حاکمیت ملی با پیروزی فرد‌گرایی تکنولوژیک را پیش‌بینی نمی‌کند٬ بلکه معتقد است: در خلال تحولات جاری٬ جمعیت به فراسوی مرز‌های شناخته‌شده سوق می‌یابد٬ و به دنبال آن کنفدراسیون‌های متشکل از دولت‌های منطقه‌ای (با قدرت سیاسی محدود) ایجاد شده٬ لعاب سنگینی از قدرت ملی تجلی می‌یابد.

به نظر مک‌ رائه٬ سه حوزه: اروپا٬ آمریکای شمالی و ژاپن٬ سه رأس مثلث قدرت را در جهان آینده٬ به خود اختصاص می‌دهند. اما٬ در سال ۲۰۲۰ چین بازی می‌شود و به‌عنوان یک ابر‌قدرت٬ بر سر تسلط بر اقتصاد جهان٬ با آمریکا به رقابت خواهد پرداخت. آمریکای شمالی و اروپا بیش از پیش٬ با عدم افزایش در‌آمد و رشد سطح زندگی مواجه خواهند یود؛ نا‌بهنجاری‌های اجتماعی ٬شیرازه‌ی جوامع متمدن را تهدید خواهد کرد. نهاد خانواده نیز٬ در آتش این تحولات خواهد سوخت. در برخی کشور‌های لیبرال اروپایی٬ ازدواج به شکل یک توافق فردی٬ نمود یافته٬ در دیگر کشور‌ها٬ به صورت قرارداد‌هایی اداری رخ می‌نمایاند که برای سرپرستی کودکان انجام می‌شود.

در آینده٬ نفرت از جنایت٬ امنیت آموزش و پرورش٬ اذهان بیش‌تری از مردم را به‌سوی خود جلب می‌کند. آمریکا٬ دوران گذار خویش را٬ با ملتی برخوردار از تنوع فرهنگی بسیار٬ طی خواهد کرد که به شدت متأثر از فرهنگ‌های لاتینی و آسیایی است.

مک رائه٬ رابطه‌ی متقابل پیش‌رفت اقتصادی و دستاورد اجتماعی را٬ به بهترین نحو نشان داده است. به نظر وی٬ یک جامعه برای رسیدن به کامیابی٬ باید در حین رشد سالم٬ از ثبات٬ نظم و اعتماد متقابل برخوردار باشد. لازم به ذکر است که در حال حاضر٬دستیابی به این ویژگی‌ها برای کشور‌های توسعه‌یافته٬ و در حال توسعه٬ مشکل به‌نظر می‌رسد. چنین رابطه‌ای را٬ بیش از هر نقطه‌ی دیگر جهان٬ می‌توان در چین و شرق آسیا جستجو کرد؛ جایی که در حین افزایش انتظارات مردم٬ برای حقوق فردی٬ پایان دادن به فساد و آزادی بیان٬ دستاورد‌های قابل ملاحظه‌ای٬ در درآمد نا‌خالص ملی٬ تعادل وجوه پرداختی و میزان مبادلات٬ به چشم می‌خورد. اما در عین حال٬ برخی از منتقدین همراه با گروگمن رشد قابل توجه آسیا را زیر سؤال برده٬ معتقدند که این دستاورد‌ها نتیجه‌ی مستقیم ازدیاد جمعیت مولد بوده٬ به کیفیت فرآیند تولید ٬ ارتباط ندارد.

مک رائه در آینده‌ی نزدیک٬ اصلاحاتی را پیش‌بینی می‌کند که ساختار‌های موجود در چین٬ ژاپن و شرق آسیا را به معارضه طلبیده٬ با خود تأثیرات زیر بنایی به همراه دارد. این اصلاحات٬ به این شرح است: ۱ـ هم‌زمان با دستاورد‌ های تولیدی نوین٬ که نقش کارگر را کم‌رنگ می‌کند٬ توان موهوم تولیدی آسیا٬ ارزش خود را از دست خواهد داد. بنابراین آسیایی‌ها مجبور خواهند شد در زمینه‌ی صادرات٬ موقعیت خود را بهبود بخشند. ۲ـ آسیایی‌ها از شبیه‌سازی دست می‌کشند و توان خود را در ابداع و نو‌آوری محک خواهند زد. ۳ـ دولت‌های آسیایی٬ با هدف مقاومت در برابر معضلات سیستم متمرکز اقتصادی٬ راه حل بازار را بر‌خواهند گزید و در جهت حفظ دارایی‌ها٬ و همچنین٬ ریشه‌کن ساختن فساد ادری٬ دست به اصلاحات قانونی خواهند زد. وی٬ همچنین معتقد است که ابر‌قدرت‌های آسیایی٬ در خلال تحولات جاری٬ بهای سنگینی خواهند پرداخت.

از طرف دیگر٬ اگر: چین٬ هنگ‌‌ کنگ و تایوان در قالب فدراسیونی از کشور‌های نیمه مستقل٬ با یکدیگر متحد شوند و اگر ژاپن زیر ضربات دورا‌ن گذار٬ تاب بیاورد؛ این دو به رقیب‌های قدرتمند اقتصادی ـ سیاسی آمریکای شمالی بدل خواهند شد. تا زمانی که ایالات متحد٬ قدرت بلامنازع تکنولوژیکی جهان به شمار آید؛ کشمکش٬ میان حقوق فردی و اجتماعی سست بنیاد٬ ادامه خواهد یافت. مک رائه٬ در کتاب خود٬ پیش‌بینی می‌کند؛ یا مردم خود را تعدیل کرده٬ رفتار سنجیده تری در پیش می‌گیرند و یا ارزش‌های اجتماعی٬ با اعتراض جمعی و حرکت‌های پوپولیستی رأی‌دهندگان٬ مواجه خواهند شد.

چه نقائصی در این چشم‌انداز وجود دارد؟

اول٬ این که مک رائه٬ در کتاب خویش کمتر به آینده پرداخته٬ شکست‌ها و کامیابی‌هایی را مد نظر قرار می‌دهد که امروزی است و هیچ ربطی به قرن آینده ندارد. از سوی دیگر تحلیل وی٬ آن‌چنان به تاریخی‌گری مبتلا است٬ که از پیش‌بینی پیامد‌های انقلاب اطلاعاتی٬ همچنین٬ اقتصاد بدون مرز جهانی بر حیات اجتماعی ساکنین زمین باز می‌ماند.

مسأله‌ی بعدی این‌جاست٬ مک رائه٬ در تحلیل خود٬ دو نیروی محرکه‌ی علمی آینده٬ یعنی تکنولوژی اطلاعات و مهندسی ژنتیک را از قلم انداخته است. جریان آزاد اطلاعات٬ امکان یگانگی حیات اجتماعی جهان را به شیوه‌ای که تا‌کنون در اذهان نمی‌گنجید٬ فراهم کرده است و تحقیقات ژنتیکی٬ امکان پیش‌گیری و ریشه‌کن کردن بیماری‌ها٬ نیز کنترل جمعیت را به وجود خواهد آورد. سرانجام این که گزارش مک رائه به شکل قابل توجهی٬ کوتاه و مختصر است. وی در بخش‌های زیادی از کتاب خود٬ از مطالعات رسمی بانک جهانی٬ سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی و مصاحبه با صاحب‌منصبان بهره برده است. در عین حال گفتنی است؛ گشت و گذار در لابراتوار علوم دانشگاه شانگهای نیز٬ در این زمینه مفید واقع شده٬ به کتاب وی٬ غنای لازم را بخشیده است. تجربه‌ی بشری٬ در دو دهه‌ی پیشین٬ نشان داده است؛ توافق‌های عمومی بر سر قدرت جادویی روسیه٬ یا طرد ژاپن٬ اشتباه بوده است. این دقیقاً آن چیزی است که باید در برخورد با پیش‌گیری‌های مک رائه نیز مورد توجه قرار بگیرد. سرانجام باید گفت: مک رائه هیچ حرفی برای سال ۲۰۲۰ نداشته و نمی‌تواند نسخه‌ی بدلی برای شوک آینده به شمار آید. اما اگر مایلید از چشم یک محافظه‌کار٬ دنیای آینده را مشاهده کنید٬ مطمئن باشید که به کتاب مورد علاقه‌ی خود دست یافته‌اید.

برگرفته از مجله «صفحه اول» به تاریخ مرداد ۱۳۷۴

 

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *